عرفان نظرآهاري

خانم عرفان نظرآهاري را با سايت زيباي نور و نار شناختم. شاعر و نويسنده اي كه به زيبايي هر چه تمام‌تر و به لطافت و پاكي كودكان براي آنان شعر و كتاب مي‌نويسد.
سايت نور و نار هم خوب طراحي شده و باعث مي‌شود كه نوشته هاي خانم نظرآهاري بيشتر به دل بنشيند. حتماً سري به سايت نور و نار بزنيد و از نوشته هاي خانم نظرآهاري لذت ببريد.
چند سطري در مورد نظرآهاري:
عرفان نظرآهاری؛ متولد ۱۳۵۳ در تهران است. کارشناس ادبیات انگلیسی است و مدرک دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی دریافت کرده و دانشجوی دوره دکترای تاریخ فلسفه است.
او آثار متعددی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان دارد، از جمله: "راز مرواریدهای شهرزاد"، "در سینه‌ات نهنگی می‌تپد"، "نامه‌های خط خطی"، "پیامبری از کنار رودخانه ما رد شد"، "لیلی نام تمام دختران زمین است"، "بالهایت را کجا جا گذاشتی"، "خرقانی به روایت عرفان نظرآهاری"، " چای با طعم خدا"، "من هشتمین آن هفت نفرم"، "جوانمرد، نام دیگر تو"، "روی تخته سیاه جهان، با گچ نور بنویس"، " یک استکان یاد خدا باید بنوشم"، "پرنده ماهی".

www.nooronar.com

مجتبي مينوي و منوچهر ستوده

حتماً براي شما پيش آمده كه گاهي شعر و يا جمله اي را مي‌خوانيد كه انگار حرف دل شماست كه از سوي ديگري انشا شده است.
پس از اتمام مراسم بزرگداشت دكتر منوچهر ستوده كه با عنوان ستوده و نيم قرن گرگان پژوهي عصر پنج‌شنبه ۲۱ مهر در تالار انديشه مؤسسه فرهنگي ميرداماد برگزار شد، نشريات استاني در حد توان، آن را پوشش دادند. دوستان دانش نامه گلستان نزديك به ۲ سال بود كه پيگير حضور منوچهر ستوده در گرگان بودند كه اگر زحمات علي دهباشي، كوروش نوروز مرادي، مصطفي نوري، رحمت الله رجايي و ... نبود هرگز نمي‌توانستيم شاهد حضور استاد در گرگان باشيم.
ديروز شماره ۸۰ مجله فرهنگي هنري بخارا به سردبيري علي دهباشي كه خود نيز ميهمان همايش بود را ورق مي‌زدم. جمله اي از استادمجتبي مينوي و به خط ايشان خواندم كه انگار حرف دلم بود و باعث شد ذره اي از دلپذيري و شيريني حضور استاد ستوده در گرگان كاسته نشود. آن جمله زيبا را بخوانيد و به خاطر بسپاريد:
اگر به اندازه ي بال پشه اي به تمدن و فرهنگ ايران خدمت كرده باشم زندگاني من بيهوده نبوده است.
من و دوستانم هم اعتقاد داريم اگر به اندازه ي بال پشه اي در سفر استاد ستوده و علي دهباشي، به فرهنگ گرگان كمك كرده باشيم، بيهوده نبوده است.

با مدير شب‌هاي بخارا

پنج شنبه ۱۷ مهرماه ۹۰ روز خوبي براي مردم گرگان بود. آن‌ها ميزبان يكي از بزرگ‌ترين مردان حوزه علوم اساني و جغرافياي طبيعي بودن. منوچهر ستوده با ۹۸ سال سن و در حالي كه به سختي و با كمك دوستانش رنج سفر را تحمل كرده بود، مهمان مؤسسه فرهنگي ميرداماد و دانش‌نامه گلستان بود. در اين سفر، علي دهباشي مدير و سردبير مجله بخارا او را همراهي مي‌كرد.
تا قبل از اين، چند جلد از نشريه بخارا را مطالعه كرده بودم و با دهباشي از طريق سايت‌ها آشنايي داشتم.
انتشار مجله بخارا كار هر شخصي نيست. مصاحبه و گفتگو و تهيه گزارش از بزرگان علمي و فرهنگي ايران با اين سبك و سياق شايد تنها از علي دهباشي و بخارا ساخته است و بس.
شب‌هاي بخارا هم داستان خودش را دارد. دعوت از بزرگان ادبيات، علم، فرهنگ و هنر ايران و جهان ونيا نكوداشت آنان در شب‌هاي بخارا انجام مي‌گيرد كه توصيه مي‌كنم به سايت بخارا سربزنيد و با ميهمانان آن و كار بزرگي كه انجام مي‌شود بيشتر آشنا شويد.
براي من ديدار با علي دهباشي در سفر دكتر ستوده به گرگان جالب بود. كسي را از نزديك مي ديدم كه پيش‌تر فقط از طريق مجله اش و يا در دنياي مجازي با او آشنا بودم.
در اين سفر كوتاه، دهباشي از كتابخانه عمومي و مستقل ميرداماد ديدن كرد و از فعاليت مؤسسه و دانش نامه اظهار خرسندي كرد.

پاپولو به پرواز درآمد

پاپولو اين بار در قامت يك نشريه به پرواز درآمد.
پاپولو نام يك نشريه روستايي است كه به همت جمعي از جوانان روستاي نصرآباد گرگان منتشر شد. در زمان‌هاي گذشته كه روشنايي برق به صورت امروزي در دسترس مردم به خصوص روستاييان نبود از چراغ‌هاي فانوس يا چراغ موشي استفاده مي‌كردند. با روشن شدن اين چراغ‌ها پروانه‌هايي دور آن مي‌گشتند كه به آن پروانه‌ها در گويش قديم و محلي نصرآبادي پاپولو مي‌گفتند.
اهالي خطه‌ي زيباي مازندران هم به پروانه، پاپلي مي‌گويند.
با نگاهي به نشريه پاپولو به ارزش آن پي خواهيد برد. تقريباً ۱۰۰ درصد مطالب نشريه مربوط به مصاحبه‌ها، گزارش‌ها، خبرها و ... روستاست و كمتر از مطالب غيرمرتبط با روستا استفاده شده كه اين شايد بزرگ‌ترين حسن نشريه است. براي تمام بچه‌هايي كه با نشريه همكاري كردند و بچه‌هاي هيئت تحريريه پاپولو آرزوي موفقيت مي‌كنم و از آن‌ها متشكرم.
سال‌هاي مياني دهه ۷۰ به اتفاق محمود و احمد خواجه نژاد، اسماعيل رحيمي و دوستان ديگر نشريه نصر رو راه‌اندازي كرديم و چند شماره هم منتشر شد كه از فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تذكر شفاهي و كتبي دادند كه ديگر منتشر نشود و يا اگر قصد ادامه انتشار را داريد بايستي مجوز بگيريد. باور كنيد راه‌اندازي و انتشار نشريه كار بسيار مشكلي است مخصوصاً اگر بخواهيد از مطالب غير مرتبط با روستا استفاده نكنيد.
از آن جمع محمود خواجه نژاد الان معاونت امور سينمايي حوزه هنري گلستان است. احمد خواجه نژاد قائم مقام مؤسسه فرهنگي ميرداماد است كه سابقه مطبوعاتي(سردبيري گلشن مهر)را هم دارد و اسماعيل رحيمي هم فرهنگي (معلم) است.
اگه پاپولو رو خواستيد توي قسمت نظرات درخواست بدين حتماً براي شما ارسال مي‌كنم.

همه ی دوستان من

سلام. بعضي از دوستان خوبم وبلاگ نويس هستن. هميشه پيشنهاد مي كردم كه به صورت گروهي يا حداقل ۲ نفره وبلاگ بسازيد و مطالب خودتون رو منتشر كنيد اما اين طور نشد.
اما تصميم گرفتم وبلاگي راه اندازي كنم كه در آن به معرفي افرادي كه دوست شان دارم و دوستم هستند و علاقه مندي هام بپردازم و آنان در حقيقت حلقه ي فرهنگي - علمي و ورزشي هستند بين من و بازديد كنندگان اين وبلاگ.