هميشه فروزان باشي
ديروز يكي ديگر از گفتگوهاي مركز تاريخ شفاهي را به اتفاق محمود اخوان مهدوي انجام داديم البته با كمي تفاوت. علتش هم اين است كه تا حالا بيشتر افرادي كه تقريباً اهل اين ديار بودند و مدتي است كه جاي ديگري زندگي مي كنند و يا اينكه مسن هستند مصاحبه گرفته بوديم. اما ديروز يعني ۲ بهمن ميزبان رحمت الله رجايي بوديم تا در خصوص روستاي سيدميران، تاريخچه مطبوعات استان و فعاليت هاي روزنامه نگاري اش، آموزش و پرورش گرگان و شكل گيري دانش نامه گلستان براي مان بگويد.
رجايي از آنجايي كه معلم است كار گفتگو را براي مان راحت تر كرد و در بخش اول به نكاتي اشاره كرد كه براي من جالب بود. از آمدنش به گرگان براي تحصيل در دوره ابتدايي در مدرسه خرد و اجاره كردن خانه اي براي اقامت در طول هفته، اتفاقاتي كه در آستانه انقلاب اسلامي ۵۷ در مدرسه مي افتاد، خواندن مجلاتي همچون كيهان بچه ها، دختران و پسران و ... ، رفتن به جبهه جنگ براي دفاع از ميهن، شباني كردن در حالي كه همراه با گله گوشفندانش يك چمتاي پر از كتاب داشت تا خودش را آماده كنكور سراسري كند و از طرفي هم به خانواده كمك كرده باشد تا اولين فعاليت روزنامه نگاري اش و ... . هرچند اين گفتگو براي يكي دو جلسه ديگر ادامه خواهد داشت اما چون نامي از فروزان آصف نخعي آورد شايسته ديدم از اين روزنامه نگار مجرب يادي بكنم.
۲ سال پيش كه اولين دوره كلاس هاي آموزش خبرنگاري را در زمستان و در مدرسه دخترانه نصرآباد برگزار كرديم با كمك دوست عزيزم سياوش كياني پور اساتيد را انتخاب مي كرديم. پيشنهاد استفاده از رحمت الله رجايي، شبير دائمي، الهه موسوي را داد كه همه دوستان با مشكلات فراواني كه بود و در آن شرايط نامساعد جوي قبول زحمت كردند و بدون هيچ چشم داشتي درخصوص خبر، گزارش نويسي و خبرنگاري در حوزه محيط زيست براي بچه ها مطالب ارزشمندي را ارائه دادند. در اين ميان فروزان آصف هم يك جلسه حضور پيدا كرد. او وقتي از طريق همسرش از برگزاري كلاس خبرنگاري آگاه شد با اينكه براي مدت كوتاهي به گرگان آمده بود لطف كرد و در همان يك جلسه مطالب بسيار مفيدي براي بچه ها گفت. برخورد ساده و صميمي و احترام فراواني كه به بچه هاي روستاي نصرآباد و البته كفشگيري مي گذاشت و تلاشش براي آشنا كردن آنها با خبرنگاري و اساس آن بدون اغراق براي من غيرقابل پيش بيني بود. سال ۸۱ يا ۸۲ به دفتر گلستان ايران سري زده بودم و براي كمك در تايپ مطالب نشريه نصر كمك كرده بودند اما بعد از گذشت ۱۰ سال وقتي از لزوم تشكيل اتاق فكر و برنامه ريزي براي نشريه مي گفت دورانديشي، تسلط بر كار در اين حرفه را مي شد با تمام وجود احساس كرد. از كلاس فروزان آصف چيزهاي زيادي آموختم بهمين خاطر از او سپاسگزارم. ۲ بهمن ۹۲ كه رحمت الله رجايي از اولين ملاقاتش با فروزان در دفتر گلستان ما در اوايل دهه ۸۰ و استقبال گرمش گفت تجربه حضورش در نصرآباد به يادم آمد و با خودم گفتم در وبلاگ هم يادي از او داشته باشم و برايش سلامتي آرزو كنم. هميشه فروزان باشي آصف.





