از گذشته های دور مردان و زنانی با جوهره عشق و با اتکا به سخت کوشی و همت والا سعی در حفظ فرهنگ دیار خود داشته اند و در حفظ و نگهداری و پس از آن انتقال به نسل های بعد نقشی شگرف ایفا کردند. تحمل سختی ها و دشوارهای حوزه پژوهش و تحقیق هنوز برای عامه مردم مشخص و روشن نشده است و می توان گفت با همه پیشرفت های حاصل شده در زمینه های مختلف که پژوهش گران خط شکنان آن بوده اند مرارت ها و چالش های پژوهش در کشورمان ادامه دارد. حسادت، خود بینی، خودشیفتگی، چشم و همچشمی، نامهربانی و بسیاری عوامل دیگر باعث شده تا متأسفانه و به واقع مانند بسیاری از موارد دیگر زندگی ما، حوزه پژوهش نیز از گزند این عوامل در امان نماند.
در این بین اعطای القاب پر طمطراق و دهن پر کن که بیشتر در اهالی سیاست دیده می شد، حوزه های دیگری همچون علم و فرهنگ و پژوهش را هم آلوده خود کرده است. عده ای از سر چاپلوسی و دیگرانی نیز از سر جهل از دادن القاب ابایی ندارند و آن را به ثمن بخس می فروشند که این امر باعث می شود ظلمی مضاعف به پژوهش گران واقعی، ارجمند و عاشق دیار خودشان شود.
در حوزه پژوهش های شهر گرگان تاکنون پژوهشگران ارجمند و سختکوشی پا به عرصه تحقیق گذاشته اند که هر کدام به قولی سری توی سرها دارند و از شناخته شدگان اهالی فرهنگ و پژوهش هستند. خوشبختانه در کنار برگزاری همایش ها و نشست های تجلیل و یادمان بزرگانی که دیگر در میان ما نیستند، چندی است نکوداشت هایی برگزار می شود که در زمان حیات بزرگان حوزه های مختلف برگزار می شود که البته این مسئله از سوغات های خوب فرهنگ مغرب زمین است که کم کم در میان جامعه ما جا باز کرده است.
اما چنانچه از شما در خصوص گرگان پژوهی و گرگان پژوهان و طلایه داران آن بپرسند نام هایی چون مسیح الله ذبیحی، اسدالله معطوفی، سیدابوالقاسم امیرلطیفی، منوچهر ستوده، ايرج افشار يزدي و ... به زبان جاری خواهید نمود. علی بایزیدی که خود از علاقه مندان به پژوهش است و کارهای تحقیقی خوبی دارد در نوشتاری با بیان اینکه  معطوفی نویسنده، معلم، مدرس دانشگاه، محقق، مورخ و مشهورترین چهره معاصر در زمینه پژوهش های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی گرگان و گلستان است نوشته است: «معطوفی از دهه پنجاه تاکنون بیش از 35 سال از عمر خود را به صورت فعال و مستمر، معطوف به تحقیقات جامع پیرامون تاریخ استان گلستان و گرگان نموده و گواه این مُدعا انتشار بیش از بیست جلد کتاب ارزشمند است، چنانکه خود می گوید و آثارش نیز گفته اش را تصدیق می کنند بیش از ده هزار صفحه مطلب درباره تاریخ استان به رشته تحریر در آورده و به همین سبب همگان در سطح استان نامش را به عنوان نخستین چهره پژوهش های تاریخی می شناسند.»
او در بخش دیگری از یاد داشت خود آورده: « اگر در دوره معاصر، زنده یاد استاد مسیح ذبیحی (1308 – 1356) را «پدر تاریخ نگاری نوین گرگان» محسوب نمائیم دکتر معطوفی را می توان «پدر تاریخ نگاری جامع گرگان» نامید.» پیشتر از آن نیز در هشتادمین سال تولد مرحوم ذبیحی نشستی با عنوان هشتادمین سال تولد پدر تاريخ نگاري نوين گرگان برگزار شده بود. گرگان نامه، استراباد نامه، گرگان سرزمين طلاي سفيد، گرگان زمين و سالنامه گرگان از جمله آثار وي هستند. ايرج افشار، از چهره هاي نامی تاريخ ايران نیز درباره مرحوم ذبيحي مي نويسد: «در گرگان دوستي صاحب دل و پرمحبت و فاضل داشتيم بنام مسيح ذبيحي، كه او بيمار بود و از قلب خود آزار مي ديد. ذبيحي عاشق گرگان و پهنه استرآباد بود. هر جا كه در آن شهر صحبت از قدمت و سابقه گرگان مي شد همه به گفته ذبيحي گوش مي دادند. او يگانه تاريخ گرگان بود. او مرد فرهنگي و دانشي آن مرز بود.»
اما در این بین استاد سیدابوالقاسم امیرلطیفی در بین عوام از مردم گرگان ناشناخته تر و به نوعی مهجور مانده است. خصوصاً آنجا که پژوهشگری بنام مانند محمود اخوان مهدوی در مورد او اینگونه سخن می گوید: «استاد سید ابوالقاسم امیرلطیفی در حوزه های مختلفی همچون تحول فرهنگی نقش بسیاری داشته و توانسته نیروهایی مانند مسیح ذبیحی را پرورش دهد که آثار خوبی در این شهر از خود به جای بگذارند. او با اشاره به اینکه این استاد گرگانی، معماران بزرگی را در دوره معاصر پرورش داده است می افزاید: «امیرلطیفی از بنیان گذاران تئاتر گرگان بود که براساس اسناد موجود به افراد آموزش می داد. وی با اشاره به نمایش نامه های مختلف و متعدد استاد، می گوید: «نمایش نامه های استاد سید ابوالقاسم امیرلطیفی بسیار هدفمند بود و راهکارهایی را در قالب نمایش برای اصلاح جامعه ارائه می داد.»
این پژوهش گرد حوزه اسناد، نسخ خطی و تاریخ شفاهی یکی دیگر از اقدامات استاد امیرلطیفی را فعالیت در میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری می داند و تصریح می کند: « شناسایی، ثبت تاریخی و مرمت تاریخی از دیگر اقدامات وی بوده است. محمود اخوان مهدوی امیرلطیفی را یکی از رجال تاثیر گذار آن زمان در گذار سرزمین استراباد از مرحله سنتی به مدرنیته می داند که برای نهادینه کردن مدرنیته آگاهانه اقدام کرد و کوشید با نشان دادن معایب و نواقص زندگی سنتی نیاز به تحول را در باور مردم استراباد تحول بخشد.» اخوان مهدوی که سید ابوالقاسم امیرلطیفی را بنیانگذار گرگان پژوهی نوین می داند اعتقاد دارد او مدرنیته را تا مرز ایجاد رفاه و آسایش برای شهروندان و رفع نواقص و زشتی های موجود در جامعه قبول داشت و در زمینه های تئاتر، عکاسی، مهندسی، فرهنگی و عملی تلاشهای بسیاری داشت و از سوی دیگر با معماری و طراحی ساختمان ها در جهت حفظ میراث معماری منطقه تلاش می کرد.»
مهم تر از اینکه براستی چه کسی پدر گرگان شناسی، گرگان پژوهی و تاریخ نگاری گرگان است، قدردانی و قدرشناسی و پاسداشت زحمات بیدریغ پژوهش گران خصوصاً نامداران آنهاست. شناساندن آنان و بیان تلاش ها و دغدغه های شان یقینا برای نسل جوان و آیندگان فایده های زیادی خواهد داشت. اما وظیفه ای که در این بین باقی است از یک سو حفظ امانت و اخلاق حرفه ای است. و از سوی دیگر حقی است که مردم دارند و آن اینکه به عنوان یک شهروند و فرهنگ دوست پدر گرگان شناسی کیست؟
از بیان چیزی که به آن علم نداریم خودداری کنیم و هرآن چه هست را همانگونه نشان دهیم. به مردان و وارستگان عرصه تحقیق خردمندانه تر نگاه کنیم.