حاج حسنعلي باي هم رفت

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خدا حافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعرشبانه
صبح ديروز خبر ناگوار درگذشت حاج حسنعلي باي را از طريق همكاران شنيدم. هر چند او سالها بيمار بود اما انتظار شنيدن درگذشتش را نداشتم. سال ۹۱ كه تا حالا برايم تا اينجا سال خوبي نبود، چهره اي سياه تر از خودنشان داد. حيف و صد حيف كه او ديگر در ميان مان نيست. براي عاشقي مثل او تنفس در فضاي محرم و عاشورا غنيمتي بس بزرگ بود كه امسال در آستانه ي محرمي ديگر از آن محروم شد.
او را كه شاعر اهل بيت بود از طريق مجمع شعراي اهلبيت عليهم السلام مؤسسه فرهنگي ميرداماد ميشناختم چون به اتفاق دوستان شاعر ديگري اين مجمع را راه اندازي كردند و عضو شوراي مركزي مجمع بود.
اشعار زيادي از زنده ياد حاج حسنعلي باي خوانده ام اما در اين ميان با شعر باغ عطش او بدجوري انس پيدا كرده ام و عاشقش شده ام. دوست ندارم بگويم اما روز عاشورا خصوصا عصر عاشورا و شب يازدهم بارها و بارها اين شعر را مي خوانم و ... متن كامل شعر باغ عطش را اينجا بخوانيد.
حسنعلی بای متخلص به " فدا " در سال 1336 در روستای قره قاچ از توابع شهرستان رامیان دیده به جهان گشود . او دوران کوکی را در دامن خانواده ای کشاورز و پرجمعیت در آغوش پرمهر زمین و آب و کار گذراند.
تحصیلات خود را در قره قاچ ، رامیان و گنبد کاووس گذرانده و موفق به اخذ دیپلم ادبی قدیم شد ، سپس با توفيق خداداده وارد كسوت مقدس معلمي شده پس از گذراندن دوران دانشجويي رشته تربيت معلم در گرگان به تدريس در مدارس راهنمايي گنبد و راميان مشغول گشت.
فعاليت ادبي ايشان به طور جدي از روز بزرگ بازگشت خرمشهر عزيز به دامان مام ميهن آغاز شد و جرقه اي كه در آن روز ملي در ذهن ايشان پا گرفت ، تا كنون روشن بوده و هست.
حسنعلي باي بيشتر در مضامين مذهبي ، طبيعت و اجتماعي قلم فرسايي كرده است.
از اقدامات فرهنگي ايشان علاوه بر پرورش فرزندان ميهن اسلامي در كسوت دبيري آموزش و پرورش ، شركت در تاسيس انجمن شعر شهرستان گنبد كاوس و راميان و تاسيس و عضويت در مجمع شعراي اهل بيت ( ع ) استان گلستان وابسته به موسسه ي فرهنگي ميرداماد مي باشد.
پي نوشت:
۱- خوشبختانه ديشب جلسه نشريه پاپولو با حضور همه بچه ها تشكيل شد و آقايان مهندس اميد كابلي و مهندس محمدعلي صلبي هم لطف كردند در جلسه حضور پيدا نمودند. در طول نشست شب گذشته در خصوص كانون فريد كفشگيري و موسسه پاپولو و ساماندهي فعاليت هاي حوزه روستا بحث و تبادل نظر شد.
اين جلسه در منزل قدسيه خانم و فاطمه خانم قرباني برگزار شد. ديشب شب تولد قدسيه هم بود كه از همين جا برايش آرزوي موفقيت و سربلندي دارم.
۲- ديروز اول صبح اتفاق جالبي برام افتاده بود كه ميخواستم چند خطي بنويسم اما خبر درگذشت آقاي باي دل و دماغ رو از من گرفت. بعد از برگشت از گرگان خواندن باغ عطش مقداري تشكين ام داد.


