کارهای از جنس مردانه

امروز خانمم امتحان داشت و مجبور شد تا ۵ صبح درس هاش رو مطالعه و مرور کنه و از آنجا که من هم خیلی خیلی بی سواد تشریف دارم و کمکی ازم بر نمی آید مثل یک آدم متشخص و مرد کامل رفتم اتاق آقا رضا و راحت تا صبح خوابیدم.
حدود ۵ که بیدار شدم گفتم طفلکی خسته است و یک سوپرایز برای اون و آقا رضا داشته باشم. بعد از سرکشی به فیس بوک و خواندن نماز سریع با  ۳ تا تخم مرغ به نیت خانم و خودم و رضا نیمرو درست کردم و با رب تزیینش نمودم. چقدر خوشحال بودم که بعد از مدت ها که صبح میرم و شب میام حداقل امروز یک کاری کردم و صبحانه رو آماده کردم. اما با یک جمله خانم تمام پنبه هام رشته شد. گفت بعد از این اگه خواستی نیمرو یا صبحانه آماده کنی اول ببین نون داریم یا نه!  خدا رو شکر به اندازه کف دست نون خشک بود. همونی که دیشب نازش رو کشیدیم نخورد ولی امروز بخاطر نیمرو خورد.
این هم کاری از جنس مردانه

عادت هایی که بد نیستند

انجام  کارهای درست و نادرست در زندگی همه آدم ها کاملا طبیعی است و مقدار و کمیت کارهای درست و یا نادرست توسط شخص نشان از موفقیت و عدم موفقیت اوست. هر چند خودم بیشتر به کیفیت کارها توجه دارم.
اما صرف نظر از انتخاب راه درست در زندگی و به کار بستن شیوه های صحیح در رسیدن به هدف (چه مادی و چه معنوی) عامل دیگری در فرع و حاشیه زندگی ما قرار دارد که گاهی اصل و اساس را به حاشیه می برد و خودش می شود یک روش و آن عامل چیزی نیست جز "عادت". عادت ها خوب و عادت های بد که تعدادشان بسیار زیاد است و در هر طیف و جامعه ای از عوام تا خواص و روشنفکر وجود دارد.
به عنوان مثال سیگار کشیدن از عادت های بسیار بد است و شخص سیگاری می داند که باکشیدن سیگار آسیب می بیند اما چه می شود کرد او عادت به این کار و حتی وقتی از اتاق بیرون می آید و با هوای پاکیزه و تازه روبرو می شود و از آن لذت می برد سیگاری به لب می گیرد تا این لذت را برای خودش دوچندان کند.
اما عادت های خوب هم زیاد است و هدف من در این نوشته معرفی یک کار پسندیده و خوب است که حتی اگر از روی عادت هم باشد غنیمتی است. "نماز خواندن"
خواندن نماز در متون دینی از قرآن کریم تا فرمایشات معصومین علیهم السلام بسیار سفارش شده و اساتید اخلاق و عرفان ویژگی ها و اثرات زیادی برای آن بیان کرده اند اما برای مثل من همین که نماز خواندن یک عادت هم باشد موهبتی است. وقت نماز که میرسه و هنگامی که باید این عادت خوب را انجام بدم تقریباً همیشه قبل از نیت توی دلم میگم خدایا من رو با این نماز خواندن ببخش می دانم که ارزشی نداره اما همین عادت رو هم از من نگیر. در طول ۲۴ ساعت این ۱۰ دقیقه نماز خواندن برای من شده عادت. نه عمق داره نه ... اما همین مقدارش هم برام خوبه. می دانم که نباید از روی اجبار و عادت باشه ولی خب همینه دیگه خودت درستش کن.
دوستان گلم موقع نظر گذاشتن اگه حوصله داشتین به یک عادت خوب و یک عادت بد اشاره کنید.

يك خاطره از گذشته

اين روزها در محل كار مشغول اثاث كشي و يك سري جابجايي ناخواسته هستم كه البته اميدوارم خير باشه. به همين خاطر فرصت نكردم بعد از يلدا مطلب جديد بزارم ولي اين مطلب كوتاه رو به خاطر كامنت حديث خانم ميزارم تا سر فرصت مطلب بعدي رو بنويسم. اما خاطره كه شايد خواندنش براي تان خالي از لطف نباشه:
از كوچكي تا زمان خدمت سربازي و حتي بعد از آن، اگر كفش و لباسي مي خريدم خجالت مي كشيدم به صورت نو و تازه استفاده كنم. يادم هست بعضي وقت‌ها به كفش ها زيبا و خوشگل و زبان بسته خاك مي زدم تا از اون حالت نو بودن در بياد و غير از خانواده كسي نفهمه كه كفش جديد گرفتم. براي لباس هم همين داستان به گونه اي ديگر بود. اون وقت ها كه مثل الان زياد هيكل غيرورزشي نداشتم لباس هام به برادرهاي بزرگتر و بعضي دوست هام مي خورد و حداقل يك بار سعي مي كردم اون ها بپوشن و من بعد از اولين شست و شو لباس رو به تن مي كردم.
الان هم دوست دارم مثل گذشته باشم اما نمي شه به هزار و يك دليل.

پي نوشت:
1- ديروز دوست خوبم مهدي محبت كرد و كاپشن خودش رو به من هديه داد. هر چند اون اهل وب و وبلاگ و اينترنت نيست و اين مطلب رو هرگز نخواهيد ديد اما ازش ممنونم به خاطر اينكه كاپشني به من داد كه از همون لحظه پوشيدن راحت بودم و مجبور نبودم بدم كسي ديگه بپوشه و ...
2- در مجموع دوست ندارم بسياري از حالات دروني خودم رو بنويسم و عنوان كنم اما اعتقاد دارم وقتي وبلاگ داري فقط براي نوشتن مطلب خشك و خالي و گذاشتن 2 تا شعر و ... نيست بلكه مي توان بعضي از تجربيات رو به دوستان منتقل كرد و از احوال هم آگاه شد و ... . به قول جوان‌ها ابزار بيستيه.