ماجرای «پاپولو» خوانی در نصرآباد

"نصرآباد" روستای کوچکی در شرق شهرستان گرگان است که هنوز تا حد زیادی زیبایی های طبیعی خود را حفظ کرده است. این روستا که نزدیک به 1000 خانواده در آن زندگی می کنند، ویژگی شاخصی دارد که در کمتر روستایی در اطراف و یا حتی سراسر ایران یافت می شود.

 مردم روستای نصرآباد علاوه بر آن که به کارهای روزمره خود مشغول‌اند توجه خاصی به حوزه های مختلف فرهنگی دارند. جشنواره بازی های محلی نصرآباد در میان شهرها و روستاهای استان گلستان شهرت دارد. جشنواره ای که به طور مستقل و بدون حمایت مستقیم نهاد یا ارگان خاصی و توسط اهالی روستا اداره و برگزار می شود. 

پاپولو

 

فارغ از برگزاری آیین های خاص و جشنواره هایی مانند جشنواره بازی محلی نصرآباد در میان اهالی فرهنگ و رسانه با نام آشنای "پاپولو" شناخته می شود. پاپولو نشریه محلی روستای نصر آباد است که به طور حرفه ای و توسط اهالی روستا به چاپ می رسد. این نشریه که در سال 1390 توسط گروهی از دختران خلاق روستا راه‌اندازی شد با هزینه ای که مردم روستا آن را تامین می کنند، منتشر می شود. پاپولو امروز کارکردی بیشتر از یک نشریه دارد و مدتی است که به عنوان یک موسسه فرهنگی در روستا فعالیت می کند.

 شاید نکته جالب دیگر در بحث نشر و توزیع مجله پاپولو این باشد که در بازار کساد مطبوعات در این چند سال اخیر که خواندن نشریات کاغذی تقریبا از ذهن ایرانی ها فراموش شد و روزنامه ها از سبد خرید روزانه خانوارها کنار رفت، همه اهالی روستا پاپولو را خریداری می کنند و می خوانند.

 بازار مطبوعات چنان در روستای نصر آباد گرم است که کمی بعد از راه اندازی گاه نامه پاپولو، نشریه دیگری به نام "آسنو" نیز در این روستا منتشر شد. سابقه انتشار جریده در این روستا به آغاز فعالیت پاپولو و شروع کار دختران بر نمی گردد. بلکه طلایه دار این حرکت فرهنگی و خلاقانه پسران روستا بودند که نشریه ای به نام "نصر" را در دهه 70 منتشر می کردند. نشریه ای که به دلیل نداشتن مجوزهای لازم توقیف شد. شاید گاه نامه نصر با اقبال عمومی پاپولو مواجه نشده باشد اما بدون شک قدم موثری در ایجاد انگیزه ای دوباره برای راه اندازی نشریه ای جدید و تلاشی دوباره بود. 

نشريه

 

 

"فاطمه قربانی" از روزنامه نگاران نشریه پاپولو درباره راه اندازی این نشریه می‌گوید: «سازمان تبلیغات اسلامی، هر سال طرحی را به عنوان طرح هسته فرهنگی جوانان با مدیریت روحانی روستا برگزار می کند. یکی از فعالیت های این گروه فرهنگی، انتشار نشریه در روستاهاست. در سال 90 دختران روستا تصمیم گرفتند از این امکان استفاده کنند و بعد از سال ها تعطیلی نشریه نصر در روستا، گاه نامه دیگری منتشر کنیم. البته دعوت اولیه از ما توسط روحانی روستا، حاج آقا "عباس علی مهدوی راد" انجام شده بود. در ابتدا جمعی نزدیک به 30 نفر از دوستان در روستا دور هم جمع شدیم اما در نهایت تا مرحله نشر شماره اول هشت نفر به عنوان اعضای تحریره باقی ماندند.»

 قربانی در مورد استقبال اهالی از نشریه جدید روستا می‌گوید:« زمانی که انتشار گاه نامه پاپولو را شروع کردیم سعی کردیم از ظرفیت های روستا استفاده کنیم. شاید به طور مستقیم همه اهالی در نگارش مطالب آن نقش نداشتند اما به عنوان منابع و محل رجوع ما دستی در کار داشتند. به همین دلیل همه اهالی روستا منتظر چاپ و توزیع آن بودند. با این که نشریه به همه مردم فروخته می شد و هیچ توزیع رایگانی نداشتیم؛ استقبال خیلی خوب بود و حتا گاهی شماره های نشریه را به چندین برابر قیمت روی جلد خریداری می‌کردند تا کمکی به انتشار شماره بعد بکنند. در این میان هیات امنای مسجد و شورای اسلامی روستا حمایت خوبی از بچه ها و نشریه داشت. مانند هر کار دیگری مشکلاتی هم وجود داشت. اوایل بعضی از بزرگ تر ها نشریه را جدی نمی‌گرفتند بعد از این که اعلام شد، بین 135 نشریه روستایی پاپولو توانست رتبه نخست را به خود اختصاص دهدٰ آن گروه به حامیان نشریه پرداختند. »

 قربانی حضور پاپولو را در فضای فرهنگی روستا موثر ارزیابی می کند و می گوید:« فکر می کنم که نشریه در حوزه فرهنگی روستا موثر بوده است. چون مطالب با دقت خوانده می شد و بعد انتقادات و پیشنهاداتشان را به ما می گفتند. مردم نصراباد مردم فرهنگی هستند. یادم می آید زمانی نصرآباد دکه روزنامه فروشی داشت و روزنامه های کشوری به موقع به روستا می رسید. حتا کسانی که به نظر می رسد تحصیلات ندارند هم پاپولو را می خوانند و نظراتشان را به ما می‌گویند. پاپولو تا به امروز 6 شماره منتشر شده است. حالا پاپولو تبدیل به یک موسسه فرهنگی شده است و در کنار انتشار گاه نامه درغالب یک موسسه به فعالیت های فرهنگی خودش ادامه می دهد.»

 نصر آباد روستای کوچکی است که می تواند مانند یک الگو برای سایر روستاها و حتی شهرهایی که فاقد نشریات محلی هستند، عمل کند. شاید به کمک نشریات محلی و ارتباط تنگاتنگ آن ها با مخاطبان بار دیگر بازار نشریات سراسری رونق پیدا کند.

لينك اصلي خبر: خبرگزاري ميراث chn  

 

پي نوشت:

۱. بچه هاي پاپولو هفته گذشته جلسه ا ي برگزاري كردند كه براي قرار شد براي روز درختكاري برنامه اي خاص برگزار كنند و ويژه نامه نوروز ۹۳ را هم منتشر كنند.

۲. از خانم ستاره حجتي بابت تهيه گزارش و انعكاس در خبرگزاري ميراث سپاسگزارم.

                                                        

               

گرگان و گرگان پژوهی

از گذشته های دور مردان و زنانی با جوهره عشق و با اتکا به سخت کوشی و همت والا سعی در حفظ فرهنگ دیار خود داشته اند و در حفظ و نگهداری و پس از آن انتقال به نسل های بعد نقشی شگرف ایفا کردند. تحمل سختی ها و دشوارهای حوزه پژوهش و تحقیق هنوز برای عامه مردم مشخص و روشن نشده است و می توان گفت با همه پیشرفت های حاصل شده در زمینه های مختلف که پژوهش گران خط شکنان آن بوده اند مرارت ها و چالش های پژوهش در کشورمان ادامه دارد. حسادت، خود بینی، خودشیفتگی، چشم و همچشمی، نامهربانی و بسیاری عوامل دیگر باعث شده تا متأسفانه و به واقع مانند بسیاری از موارد دیگر زندگی ما، حوزه پژوهش نیز از گزند این عوامل در امان نماند.
در این بین اعطای القاب پر طمطراق و دهن پر کن که بیشتر در اهالی سیاست دیده می شد، حوزه های دیگری همچون علم و فرهنگ و پژوهش را هم آلوده خود کرده است. عده ای از سر چاپلوسی و دیگرانی نیز از سر جهل از دادن القاب ابایی ندارند و آن را به ثمن بخس می فروشند که این امر باعث می شود ظلمی مضاعف به پژوهش گران واقعی، ارجمند و عاشق دیار خودشان شود.
در حوزه پژوهش های شهر گرگان تاکنون پژوهشگران ارجمند و سختکوشی پا به عرصه تحقیق گذاشته اند که هر کدام به قولی سری توی سرها دارند و از شناخته شدگان اهالی فرهنگ و پژوهش هستند. خوشبختانه در کنار برگزاری همایش ها و نشست های تجلیل و یادمان بزرگانی که دیگر در میان ما نیستند، چندی است نکوداشت هایی برگزار می شود که در زمان حیات بزرگان حوزه های مختلف برگزار می شود که البته این مسئله از سوغات های خوب فرهنگ مغرب زمین است که کم کم در میان جامعه ما جا باز کرده است.
اما چنانچه از شما در خصوص گرگان پژوهی و گرگان پژوهان و طلایه داران آن بپرسند نام هایی چون مسیح الله ذبیحی، اسدالله معطوفی، سیدابوالقاسم امیرلطیفی، منوچهر ستوده، ايرج افشار يزدي و ... به زبان جاری خواهید نمود. علی بایزیدی که خود از علاقه مندان به پژوهش است و کارهای تحقیقی خوبی دارد در نوشتاری با بیان اینکه  معطوفی نویسنده، معلم، مدرس دانشگاه، محقق، مورخ و مشهورترین چهره معاصر در زمینه پژوهش های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی گرگان و گلستان است نوشته است: «معطوفی از دهه پنجاه تاکنون بیش از 35 سال از عمر خود را به صورت فعال و مستمر، معطوف به تحقیقات جامع پیرامون تاریخ استان گلستان و گرگان نموده و گواه این مُدعا انتشار بیش از بیست جلد کتاب ارزشمند است، چنانکه خود می گوید و آثارش نیز گفته اش را تصدیق می کنند بیش از ده هزار صفحه مطلب درباره تاریخ استان به رشته تحریر در آورده و به همین سبب همگان در سطح استان نامش را به عنوان نخستین چهره پژوهش های تاریخی می شناسند.»
او در بخش دیگری از یاد داشت خود آورده: « اگر در دوره معاصر، زنده یاد استاد مسیح ذبیحی (1308 – 1356) را «پدر تاریخ نگاری نوین گرگان» محسوب نمائیم دکتر معطوفی را می توان «پدر تاریخ نگاری جامع گرگان» نامید.» پیشتر از آن نیز در هشتادمین سال تولد مرحوم ذبیحی نشستی با عنوان هشتادمین سال تولد پدر تاريخ نگاري نوين گرگان برگزار شده بود. گرگان نامه، استراباد نامه، گرگان سرزمين طلاي سفيد، گرگان زمين و سالنامه گرگان از جمله آثار وي هستند. ايرج افشار، از چهره هاي نامی تاريخ ايران نیز درباره مرحوم ذبيحي مي نويسد: «در گرگان دوستي صاحب دل و پرمحبت و فاضل داشتيم بنام مسيح ذبيحي، كه او بيمار بود و از قلب خود آزار مي ديد. ذبيحي عاشق گرگان و پهنه استرآباد بود. هر جا كه در آن شهر صحبت از قدمت و سابقه گرگان مي شد همه به گفته ذبيحي گوش مي دادند. او يگانه تاريخ گرگان بود. او مرد فرهنگي و دانشي آن مرز بود.»
اما در این بین استاد سیدابوالقاسم امیرلطیفی در بین عوام از مردم گرگان ناشناخته تر و به نوعی مهجور مانده است. خصوصاً آنجا که پژوهشگری بنام مانند محمود اخوان مهدوی در مورد او اینگونه سخن می گوید: «استاد سید ابوالقاسم امیرلطیفی در حوزه های مختلفی همچون تحول فرهنگی نقش بسیاری داشته و توانسته نیروهایی مانند مسیح ذبیحی را پرورش دهد که آثار خوبی در این شهر از خود به جای بگذارند. او با اشاره به اینکه این استاد گرگانی، معماران بزرگی را در دوره معاصر پرورش داده است می افزاید: «امیرلطیفی از بنیان گذاران تئاتر گرگان بود که براساس اسناد موجود به افراد آموزش می داد. وی با اشاره به نمایش نامه های مختلف و متعدد استاد، می گوید: «نمایش نامه های استاد سید ابوالقاسم امیرلطیفی بسیار هدفمند بود و راهکارهایی را در قالب نمایش برای اصلاح جامعه ارائه می داد.»
این پژوهش گرد حوزه اسناد، نسخ خطی و تاریخ شفاهی یکی دیگر از اقدامات استاد امیرلطیفی را فعالیت در میراث فرهنگی، صنایع دستی وگردشگری می داند و تصریح می کند: « شناسایی، ثبت تاریخی و مرمت تاریخی از دیگر اقدامات وی بوده است. محمود اخوان مهدوی امیرلطیفی را یکی از رجال تاثیر گذار آن زمان در گذار سرزمین استراباد از مرحله سنتی به مدرنیته می داند که برای نهادینه کردن مدرنیته آگاهانه اقدام کرد و کوشید با نشان دادن معایب و نواقص زندگی سنتی نیاز به تحول را در باور مردم استراباد تحول بخشد.» اخوان مهدوی که سید ابوالقاسم امیرلطیفی را بنیانگذار گرگان پژوهی نوین می داند اعتقاد دارد او مدرنیته را تا مرز ایجاد رفاه و آسایش برای شهروندان و رفع نواقص و زشتی های موجود در جامعه قبول داشت و در زمینه های تئاتر، عکاسی، مهندسی، فرهنگی و عملی تلاشهای بسیاری داشت و از سوی دیگر با معماری و طراحی ساختمان ها در جهت حفظ میراث معماری منطقه تلاش می کرد.»
مهم تر از اینکه براستی چه کسی پدر گرگان شناسی، گرگان پژوهی و تاریخ نگاری گرگان است، قدردانی و قدرشناسی و پاسداشت زحمات بیدریغ پژوهش گران خصوصاً نامداران آنهاست. شناساندن آنان و بیان تلاش ها و دغدغه های شان یقینا برای نسل جوان و آیندگان فایده های زیادی خواهد داشت. اما وظیفه ای که در این بین باقی است از یک سو حفظ امانت و اخلاق حرفه ای است. و از سوی دیگر حقی است که مردم دارند و آن اینکه به عنوان یک شهروند و فرهنگ دوست پدر گرگان شناسی کیست؟
از بیان چیزی که به آن علم نداریم خودداری کنیم و هرآن چه هست را همانگونه نشان دهیم. به مردان و وارستگان عرصه تحقیق خردمندانه تر نگاه کنیم.

مژده که ایام عزا سر آمد

هر سال محرم و صفر که می آید مساجد، تکایا، حسینیه ها و برخی خانه ها برای فرزند آخرین فرستاده خدا رخت سیاه به تن می کنند تا میزبان کسانی شوند که پس از محرم سال 61 هجری قمری گردهم می آیند تا حرکت بزرگ و تاریخی حسین بن علی را بازخوانی کنند و از صفحه صفحه و سطر سطر آن درسی بیاموزند. حسین سردار عاشقی و یارانش بلاجویان دشت کربلایند تا عزت و سربلندی رخنمایی کند و خورشید عاشورا برای همیشه دل های سرد و خنک دنیازدگان و فریفتگان را گرما ببخشد و نور خدایی اش چراغی باشد برای راه یافتن به حقیقت زندگانی.
مردم شهر گرگان و روستاهای اطراف از سال های دور تقریباً از شهادت مسلم بن عقیل خود را برای تدارک عزای حسینی آماده می کردند. تکایا را نظافت و شستشو می کردند و با پارچه های مشکی و پرچم هایی که بر روی آن اشعاری در رابطه با محرم و امام حسین نوشته شده بود تزیین می کردند.
در محله های اصلی شهر گرگان تکایایی بود که این تکایا معمولاً طایفه ای اداره می شد. اطعام دهی از اول محرم تا شب سوم شهادت امام  در تکایا برقرار بود. طعام در منازل پخت می شد و افراد طایفه و یا خانواده اعم از دختر و پسر و زن و مرد در تهیه و پخت غذا همکاری داشتند. پاتوقی، احیای شب عاشورا و برگزاری مراسم صبح رو سیاه پس از نماز صبح عاشورا، تعزیه خوانی، چهل منبر، علم مشتی و دسته چوبی از دیگر رسوم گرگانی ها در ایام محرم است.
اما در ماه صفر و بعد از اربعین مراسم مهم و بزرگ دیگر عزاداری 28 صفر یا به قولی چهل و هشتم است که مصادف است با عزای رحلت نبی اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) که این خود باز نشانه ای از اهمیت شهادت امام حسین است که 48 روز پس از عاشورا، شهادت امام حسین را باز در عزای جد و برادرش یادآوری می کنند. پخت حلیم و یا حلیم زنان مراسم معمول در چهلم خصوصاً در چهل و هشتم است.  قدیم ها در روز 28 صفر نخل گردانی و محفه گردانی از مهم ترین مراسم در گرگان بود. محل دائم نخل در سقاخانه میدان بود. معمولا در این روز یا شب قبل نخل را به مسجد علوی در ابتدای خیابان سرخواجه می بردند و آن را با گلاب شستشو می دادند و تمام آن را با پارچه های مشکی سیاه پوش می کردندو با پارچه های سبز تزیین می کردند. معمولاً کودکی سید را انتخاب می کردند عمامه و لباس سبز بر او می پوشاندند و کودک سوار بر نخل این بیت را می خواند:
ای شیعیان زاری کنید این نعش بابای من است
 اما پایان ۲ ماه عزاداری مصادف است با ایام ربیع. در شب اول ماه ربیع اهالی خصوصا آن هایی که نذوراتی داشتند به در مساجد و اماکن متبرکه رفته و در را به صدا در می آوردند و این ذکر را خطاب به حضرت مهدی عنوان می کردند:
یا صاحب الزمان مژده که ایام عزا سرآمده
ماه شادی رسید حاجت ما را کن روا 

آنها معتقد بودند که در ۱۰ مسجد را باید زد و امیدوار بودند که خداوند بزرگ حاجت و دعای شان را مستجاب کند.  

سخن عشقي كه سروده مي شود

سال‌هاست شاعراني از سراسر استان گردهم آمده اند تا ارادت خويش را به سيد و سالار شهيدان و اهل بيت پاكش اظهار دارند. در دستگاه با عظمت و با شكوه دلدادگي و نوكري امام حسين هر كس به فراخور حال و توانش قدمي بر مي دارد و در اين ميان شاعران عاشق حضرت و شيفتگان عاشقي با روح لطيف خود شعر مي سرايند و گاهي گردهم ميآيند تا در قالب سوگواره اي دوستان خود و ديگران را از سروده هاي شان مطلع و بهره مند كنند.
امسال نيز به همت موسسه فرهنگي ميرداماد سوگواره شعري منطقه اي برگزار مي شود و شاعراني كه آثار خود را به دبيرخانه سوگواره سخن عشق ارسال كرده بودند با اشعار برتر اين همايش شعر و ادب آشنا خواهند شد.

سخن عشق

 

مجمع شعراي اهل بيت عليهم السلام كه يكي از بخش هاي موسسه هست تاكنون ۱۲ سوگواره برگزار كرده كه سخن عشق سيزدهمين از آنهاست. هيات داوران ۵ اثر را انتخاب نموده و همچنين از ۳ تن از پيشكسوتان عرصه شعر  آييني تجليل بعمل خواهد آمد. در بخشي از اين محفل قرار است با يادي از زنده ياد حاج حسنعلي باي مقامش و خدمتش به شعر عاشورايي پاس داشته شود.
سوگواره سخن عشق روز يكشنبه ۸ دي ماه ساعت ۳ بعد از ظهر در تالار انديشه موسسه فرهنگي ميرداماد كه در حدفاصل ميدان مفتح و بسيج قرار دارد برگزار خواهد شد. دبيرخانه مجمع شعراي اهل بيت، دوستان علاقه مند به شعر و دوستداران خاندان عصمت و طهارت را براي شركت در اين محفل دعوت نموده است.

گلایه ای دوستانه از دوستان

هفته گذشته ۲ بزرگداشت در گرگان برگزار شد. یکی تجلیل از دکتر ایرج اعتصام با حضور و سخنرانی خود ایشان و دیگری نکوداشت نام سیدابوالقاسم امیرلطیفی با حضور  دوستان و خانواده اش و جمعی از علاقه مندان به تاریخ و فرهنگ گرگان.
ایرج اعتصام چهره ای علمی و شناخته شده در معماری و  شهرسازی ایران است و بهمین جهت حضور او در گرگان و مراسم تجلیلش انعکاس خوبی داشت و پس از آن نیز حداقل در چند وبسایت و وبلاگ  و  یکی دو  نشریه منعکس شد اما متاسفانه بعد از برگزاری مراسم نکوداشت پدر گرگان شناسی حتی یک خبر نیز از برگزاری این مراسم به بیرون درج نکرد و به نوعی در بایکوت قرار گرفت که این برای گرگان دوستان- فرهیختگان و علاقه مندان به حوزه فرهنگ و ادب شایسته نیست.
اما در این بین صدا و سیمای گلستان حداقل در عدم استفاده از فرصت پیش آمده سنگ تمام گذاشت. ایرج اعتصام هنرشناس شهیری است که حضورش در هر جمعی غنیمت است. صدا و سیمای مرکز گلستان از فرصت طلایی حضور ایشان استفاده نکرد و می توان گفت فقط با حضور و انعکاس مراسم برای دقایقی برنامه های خودش را پر کرد در حالی که می توانست و می بایست این خبر را در کمترین زمان کشوری می کرد و حتی با تولید برنامه ای آن را در اختیار شبکه های همچون شبکه ۴ سراسری قرار می داد. همچنین در مراسم یادبود سیدابوالقاسم امیرلطیفی بسیاری از بزرگان - اساتید و معلمین با سابقه و بازنشسته و صاحبان تجربه و خاطرات بیادماندنی حضور داشتند که دوستان اصلا زحمت حضور و تهیه خبری کوتاه را نیز به خود ندادند.
نیاز است ایرج اعتصام و ابوالقاسم امیرلطیفی به مردم شهرشان و خصوصا جوانان شناسانده شوند به آنان نياز داريم و يكي از اهداف اينگونه برنامه ها ايجاد اشتياق براي نسل جديد با اميد به آن كه در آينده شايد ايرج اعتصامي ديگر و ابوالقاسم اميرلطيفي اي ديگر در آسمان علم و ادب و فرهنگ باشيم.