دومین نمایشگاه علمدار برگزار شد
دومین نمایشگاه علمدار برگزار شد
۲ ماه مانده به محرم امسال بچه های پاپولو تصمیم گرفتن برای دومین بار نمایشگاه علمدار را برپا کنن تا آنها هم سهمی در برپایی خیمه امام حسین علیه السلام داشته باشند. گرد هم آمدن حدود ۲۰۰ بچه قد و نیم قد با چشمانی معصوم و دل هایی پاک و البته بسیار شلوغ و فعال، خود به خود باعث رضایتمندی ما بود. خصوصاً اینکه بچه ها با تجربه ای که از سال گذشته داشتن مشارکت بیشتری در کارها داشتن.
هرشب قبل از ساعت ۶ یعنی پس از اتمام نماز جماعت مغرب و عشا، برخی پدر و مادرها دست بچه های خردسال شان رو می گرفتن و به مسجد کوچیک یا مسجد جامع قدیم که حالا در بخش شرقی حیاط مسجد جامع بزرگ و جدید نصرآباد قرار داره می آوردن و بجه هایی که چند سالی بزرگ تر بودن منتظر باز شدن در نمایشگاه بودن.اما بخش های مختلف برنامه ی نمایشگاه به این ترتیب بود:
داستان سرایی با موضوع کربلا، امام حسین، اهل بیت و یاران آن حضرت
در این بخش داستان های جذابی از واقعه کربلا برای بچه ها انتخاب شده بود و برای آنها روایت می شد.در پایان سوالی از همان داستان طرح می شد و به پاسخ دهندگان جایزه داده می شد. در این قسمت خانم ها شهربانو تجری و مریم مهاجر روایت گر جانبازی و عشقبازی های امام و یاران گرامی اش بودند.
مداحی و نوحه سرایی
امیرحسین بابایی، سیدقاسم میرحسینی، امیرحسین خواجوی، مهدی و محمد قربانی و علی رضایی کودکان و نوجوانانی بودند که با شور خاصی از صندلی بالا می رفتند و برای دوستان شان مداحی می کردند.در بین دختر خانم ها هم یکی دو نفر مداحی کردند. بازار شعرخوانی های آیینی و مذهبی هم داغ بود.
نقاشی با موضوع قیام امام حسین و کربلا
کشیدن نقاشی برای بچه ها خصوصا اونایی که پیش دبستانی و دبستانی هستن بسیار لذت بخش هست. دوستان برگزار کننده با تجربه ای که از سال قبل داشتن وقت بیشتری به بچه ها برای نقاشی دادن و اونا هم با دستان نازشان نقاشی کشیدن. امسال همزمان با نقاشی بچه هایی که مقداری بزرگ تر بودند به گروه های چند نفره تقشیم شدن و روزنامه دیواری تهیه کردن. در اکثر این روزنامه دیواری ها یک حدیث و یا سخن از اهل بیت، داستانی کوتاه و نقاشی به چشم می خورد و شب بعد به بهترین روزنامه دیواری تهیه شده جایزه ای داده می شد. روزنامه دیوارها به سایر بچه ها نشان داده می شد و خود آن ها بهترین را انتخاب می کردند.
پذیرایی و دادن هدیه
در بخش آخر برنامه با شیرکاکائویی که بچه های پاپولو تهیه می کردن بچه ها پذیرایی می شدند. نان شیرمال و گاهی میوه و شیرینی های بسته بندی شده هم به بچه ها داده می شد. مدادهای فانتزی، دفترچه یاد داشت، دفترچه نقاشی، برنامه های هفتگی که طراحی های زیبا داشتن هم به عنوان هدیه به بچه ها به یادگار داده می شد و عقربه های ساعت که به ۸ می رسید بچه ها پیش پدر و مادرها می رفتن تا بعد از خوردن شام به منزل برن.
بسیاری از پدر و مادرها از تلاش بچه ها سپاسگزاری کردن و به آن ها خدا قوت گفتن و از اینکه در حدود 2 ساعتی که بچه ها در محیطی امن و باصفا آموزش دیدن، قصه شنیدن، نقاشی کشیدن و پذیرایی شدن و هدیه گرفتن بسیار رضایت داشتن.
یکی از مادرها گفت: «غیر از برنامه های مفیدی که در نمایشگاه داشتین و بچه ها از آن استفاده می کردن، ما هم با خیال راحت تو مسجد مشغول عزاداری بودیم و نگران بچه ها نبودیم. سال های قبل بچه ها هم خودشان خسته می شدن و هم باعث می شدن که ما و دیگران به شکل مطلوب از عزاداری بهره مند نشیم.»
در برپایی نمایشگاه آقایان مقدادقربانی، سیدمحمد میرحسینی، حسین دهقان و تقی قربانی همکاری داشتند و بیشترین زحمات هم توسط خانم ها خدیجه نظری، فاطمه قربانی، زهرا نظری، حدیثه قربانی، فاطمه محمدی و آتنا معتمدزاده کشیده شد.
لازم به ذکر است نمایشگاه علمدار از پنجم محرم تا دهم محرم سال ۹۲در مسجد جامع روستای نصرآباد برگزار شد. در این راه برنامه ریزی، طراحی، هماهنگی و اجرا با بچه های پاپولو بود و پایگاه بسیج قمربنی هاشم، پایگاه بسیج مائده خواهران، کانون فرهنگی مسجد جامع روستا هم مشارکت معنوی داشتند.
نقاشی هایی که توسط بچه ها در محرم سال ۹۱و ۹۲ کشیده شد آرشیو شده و از شب اول مراسم مستند سازی شده و عکس و فیلم تهیه شده است.
دوستان دیگری مثل حسن ولی ئی، محمدرضا دهقان و منان قربانی هم در این راه مددیار ما بودند.
تمام دلخوشی ما خدمت و پاگذاشتن در راهی است که رضایت مردم عزیز روستا را فراهم کند. امیدواریم هر چند عزاداری ما با همه متفاوت بود اما امام حسین علیه السلام نام ما را در لیست عزادارانش قرار بدهد و راهی را که پیش گرفتیم با قوت و برنامه ریزی بهتر ادامه بدیم.
منبع: وبلاگ نشریه داخلی روستای نصرآباد پاپولو