نگاهي به فعاليت ۲ گروه از جوانان عاشق سيدالشهداعليه السلام
عاقلانه اي بر ديوانگان حضرت حسين
خورشيد محرم؛ تابناك‌تر از هميشه بر سرزمين دل‌هاي دوستدارن حسين و آنان كه طالب حقيقت‌اند و ستم بر آدميت را روا نمي‌دانند، تابيدن گرفته و يادآوري مي‌كند بيتي از شعر معروف محتشم را: باز اين چه شورش است كه در خلق آدم است  باز اين چه نوحه و چه عزا و ماتم است.
براي من كه اين سال‌هاي نزديك، عطر هيئت كمتر به مشامم ‌خورده و دورادور نظاره‌گر شور دلدادگان كوي حسينم، ديدن آنان كه از هيچ تلاشي براي برپايي خيمه بلند عاشورا فروگذار نمي‌كنند، معنايي ديگر پيدا كرده و حضي متفاوت نصيبم كرده است.
خداي عاشقان حضرت حسين؛ در كنار معصومين ديگر انسان كامل است اما ويژگي شخصيت و قيامش باعث شده كه از او انساني متفاوت‌تر حتي از پدر و مادر مظلومش نمايان شود. دندان پيمبر شكسته شد، ريسمان بر گردن علي انداخته شد و حرمت ريحانه رسول خدا را نگه نداشتند اما مصيبتي كه بر حسين و خاندان و اصحابش جاري شد، عاملي براي ماندگاري اسلام شد تا ظلم‌هايي كه به اين خاندان شد و حتي ستم‌هايي كه بعدها روا داشتند هيچ وقت حجابي بر آفتاب درخشان اهل بيت نباشد و شايد يكي از معاني اينكه «هر روز عاشورا و هر زميني كربلاست» همين است. انديشمندان غربي براي اوصافش كتاب مي‌نويسند و الگويي مي‌شود براي انقلابييوني همچون ماهاتما گاندي در راه مقابله با بيداد و افتخاري براي انسان‌هاي آزاده جهان.
در كنار عزاداري‌هاي سنتي و در ادامه عشقبازي‌هاي دوستداران حسين، جمعي از جوانان نصرآباد حركتي را كه سال قبل انجام داده‌ بودند را با نظمي بيشتر و برنامه‌اي دقيق‌تر ادامه دادند. آن‌ها در مسجد جامع قديم روستا كه حالا در بخش شرقي حياط مسجد جامع جديد قرار دارد نمايشگاهي برگزار كردند از كتاب‌هاي مذهبي و محصولات فرهنگي كه به نوعي با مراسم حسيني ارتباط دارد. كافي است حدوداي ساعت 6 عصر به آنجا سر بزنيد. انبوهي از بچه‌ها قد و نيم قدي را خواهيد ديد كه با پدران و مادران‌شان به مسجد آمده‌اند و براي نزديك به 2 ساعت از آن‌ها جدا مي‌شوند تا پدر و مادر با خيالي آسوده به عزاداري‌ خودشان بپردازند و آن‌ها نيز در نمايشگاهي كه به ياد عموي همه آن‌ها حضرت ابوالفضل عليه السلام، «علمدار» نام گرفته شركت كنند. در كنار هم‌سالان خودشان به وسيله داستان‌هايي كه گفته مي‌شود با كربلا و حماسه‌سازان حسيني بيشتر آشنا ‌شوند، در بخشي ديگر مدادهاي رنگي و ماژيك‌ها را بگيرند و نقاشي‌هاي‌شان را در زمينه محرم و كربلا و امام و يارانش به يادگار بگذارند و بعد از آن هم يكي دو نفر از همان بچه‌هاي دوست داشتني از صندلي بالا رفته ميكروفون به دست بگيرد و مداحي كند تا دوستانشان با قلبي پاك و زلال بر سينه‌شان بزنند و ياد علي‌اصغر و قاسم‌بن حسن و ... را گرامي‌ بدارند. آن‌ها در پايان مراسم با شير، شيركاكائو و تكه ناني پذيرايي مي‌شوند و در هنگام خروج از مسجد قديم نصرآباد كه در اين ايام نمايشگاهي با عظمت و مهد و محل عزاداري كودكان شده جوايز و هداياي خود را دريافت كنند و با دلي خوش كه حسين عليه‌السلام را دوست دارد دست در دست پر مهر پدر و مادر به منزل بروند. تشكيل گروه‌هاي چند نفره و تهيه روزنامه ديواري كه سخن امام حسين، نقاشي، داستان بخش‌هاي مختلف آن را تشكيل مي‌دهد از كارهاي ديگري است كه بچه‌هاي كودك و نوجوان نصرآبادي در نمايشگاه علمدار انجام مي‌دهند. اين حركت با حمايت هاي برخي نهادهاي روستا و از سوي بچه‌هاي مؤسسه فرهنگي و نشريه پاپولو كه افراد تحصيل كرده و البته اكثراً خانم هستند براي دومين سال است كه انجام مي‌شود و در دهه اول محرم عشق خود را اينگونه نشان مي‌دهند و خيمه عزاي حسين را به اين شكل برپا مي‌كنند.
اما در روستايي كه در جنوب غربي گرگان قرار دارد حدود 10 نفر از مردان جوان، هيئتي متفاوت با هيئت‌هاي ديگر دارند. سال‌ها قبل پدر يكي از همين بچه‌ها آستين همت بالا زد و در طبقه همكف خانه‌اش هيئتي بر پا كرد و در آن غذا براي عزاداران امام حسين تهيه مي‌كرد. او چند سالي است كه به فرزند شهيدش پيوسته اما فرزند ديگرش كه هميشه حلقه اتصال دوستان در بسيار از حركت‌هاست مياندار شده و قبل از محرم جلسه مي‌گذارد و از هر كس به اندازه وسعش كمك مالي مي‌گيرد آن‌ها براي 5 شب براي حدود 400 نفر طعام آماده مي‌كنند.
آن‌ها امسال در روستاي توشن و خانه‌اي تازه ساز غذاي هيئت را پخت مي‌كنند. چون اكثرا كارمند هستند بلافاصله بعد از اداره به روستا مي‌روند و مشغول پخت و پز مي‌شوند. رضا و عابد و حسين زودتر از همه مي‌آيند و بچه‌هاي ديگر هم مثل مظاهر، ابوذر، صابر، علي، حسين [كه پسر شهيد هست]، بهمن و ... تا آخر حضور دارند و بعد از آماده شدن غذا، در محله‌هاي فقيرنشين و يا خانه‌هايي كه بيمار دارند و امكان حضور در مساجد و تكايا را ندارند، توزيع مي‌كنند. اين كار از شب سوم تا شب هشتم محرم در اين سال‌ها انجام مي‌شود و چون افراد گروه از محلات و گاها از روستاهاي دور و نزديك هستند تاسوعا و عاشورا را در محل خود عزاداري مي‌كنند.


خدايا! ملك ما حسين است پس در ملكش جاي‌مان ده
خدايا! اگر چه حسيني نيستيم اما دوستدارن حسين را دوست داريم
خدايا! خادم حسين نيستيم اما خادمينش را دوست داريم
خدايا! توفيق مان ده كه پس از 14 قرن صداي عزت طلبي حسين تا زنده ايم در گوش‌مان طنين‌انداز باشد
خدايا! حسين با زن و فرزند و خاندان خود به وعده گه يار پا نهاد او ذبيح الله الاكبر و ذبيح الله اعظم است به كبريايي و بزرگيش ما و دوستان و خانواده مان را از سرمايه محبت حسين بي نصيب نگذار

خدايا حسين را دوست مي‌دارم