روزي به نام روستا نامگذاري شود

با هدف توجه به توانمندي هاي روستا و رفع مشكلات روستاها
روزي به نام روز ملي روستا نامگذاري شود

اشاره:
با نگاهي گذرا به تقويم و يا سالنامه هاي گوناگون درخواهيم يافت كه بسياري از مناسبت‌هاي نگارش شده به پاس تلاش گروهي از انسان‌ها و يا شغل آن‌ها و يا با هدف مبارزه با عملي ناپسند مثل اعتياد انتخاب شده اند. روز جهانی آب، روز جهانی هوا شناسی، روز جهانی کار و کارگر، روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر، روز جهانی خانواده، روز جهانی بدون دخانیات، روز جهانی محیط زیست، روز جهانی مسجد، روز جهانی نابینایان(عصای سفید) برخي از مناسبت‌هاي جهاني است و روزهاي ملي نيز در تقويم ما آمده است همچون روز ملي نفت يا همان ملي شدن نفت و ... .

در ميان مناسبت هاي جهاني روزي (۱۵ اكتبر) به نام روز جهاني زنان روستايي نام گذاري شده است. پیام اصلی روز جهانی زنان روستایی، حمایت از زنان روستایی یکی از بهترین راه‌های بدست آوردن دسترسی پایدار به منابع غذایی و مبارزه با فقر اعلام شده است.

روز روستا

كار و كسب مردم عمده روستاها در سراسر جهان و كشور عزيزمان، كشاورزي و دامپروري است كه متأسفانه با تغييرات ناخواسته اي كه در شكل زندگي روستاييان به وجود آمده از يك سو و مشكلات عديده كشاورزان و دامپروران و عدم توجه كافي سياست گذران در اين بخش شاهد افزايش چشمگير آسيب‌ها در روستاها هستيم.
پيشنهاد مي شود روزي به نام روز ملي روستا اعلام شود تا اهميت روستا و روستانشينان بيشتر مورد توجه قرار گيرد. پس از آن ايران مي تواند پيشنهاد دهنده روز جهاني روستا باشد. 
با اين ابتكار يقيناً توجه و دقت در حل معضلات و مشكلات روستاها بيشتر خواهد شد و همگان به توانمندي هاي روستا اشراف كامل تري خواهند يافت اميدوارم پس از تصويب روز ملي و روز جهاني روستا در حد و اندازه ي يك نام و نامگذاري باقي نماند. در ايران ما، روز دانش آموز و دانشجو وجود دارد و اين به سبب ايثارگري و از خودگذشتگي اين قشر در طول مبارزه با استعمار و استبداد و دفاع از كشور در برابر تهاجمات بيگانگان بوده است اما پس از گذشت سال ها جا دارد به عنوان مثال در روز دانش آموز ضمن تجليل از مقام شهيد فهميده، وزارت آموزش و پرورش و انجمن هاي اوليا و مربيان و كارشناسان و ... به مشكلات دانش آموزان و حوزه آموزش بپردازند و از قالب هاي موجود بيرون بيايند.
يقينا با تصويب روزي به نام روستا و بررسي همه جانبه مسايل روستا كمك زيادي به رونق اقتصادي ايران و جهان خواهد شد.

جشن تجلیل از همکاران کتابدار برگزار شد

تجليل از كتابداران كتابخانه ميرداماد

دیروز (۲۴ آبان) همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی مراسمی كوچیک و صمیمی در محل کارم و با هدف تجلیل از کتابدارانی که افتخار همکاری با آن ها را دارم در سالن کنفرانس موسسه و کتابخانه میرداماد گرگان برگزار شد.
سهم كتاب و نويسندگان شان و در اين ميان كتابداران را نمي توان در ارتقاع علم و دانش جامعه ناديده و كم رنگ ديد. با پيشرفت دنياي ديجيتال و رسانه هاي ديجيتالي هنوز هم كتاب جاي خود  را دارد و داراي اهميت  است.
هفته كتاب رو به همه آن هايي كه كتاب را دوست دارند و به كتابدارن و به صورت ويژه همكاران كتابدارم در كتابخانه ميرداماد تبريك مي گويم.

كيك خوشمزه

کیک بسیار خوشمزه و انار و شکلات و حضور میهمان دوست داشتنی ام آقای رکنی که از بوشهر به گرگان سفر کرده بودند اين مراسم را برايم به يادماندني تر كرد. 

«بازي و شادي» و خنده‌هايي كه تلخ نبود

گزارشی از جشنواره بازی های بومی محلی روستای نصرآباد
«بازی و شادی» و خنده هایی که تلخ نبود

نمايي كلي از جشنواره- ميثم لطفي

آخرين روز شهريور ماه براي اهالي نصرآباد و مهمانان‌شان از خاطره انگيزترين روزهاي سال 91 خواهد بود و حتي سخت است كه سال‌ها بعد هم بتوانند خاطره خوش حضور در جشنواره بازي هاي بومي محلي را به فراموشي بسپارند.
در گذشته‌ای نه چندان دور، بازهای بومی و محلی در سراسر كشورمان به‌ویژه در روستاها جريان داشت و بزرگ و كوچك و زن و مرد برای رفع خستگی روزانه و سلامت جسم و روح، به این بازی‌ها می‌پرداختند. اين بازي ها نه فقط يك مسابقه و سرگرمي بلكه بخشي از فرهنگ و هويت مردمان ايران زمين است كه به تحكيم باورها و ارزش‌هاي جامعه كمك فراوان مي‌كند.
جشنواره بازي هاي بومي محلي نصرآباد با هدف آشنا كردن نوجوانان و جوانان و بازخواني خاطرات خوش براي نسل گذشته برگزار شد اما صادقانه بگويم خود ما هم باور نداشتيم تا به اين حد در كودكان و نوجوانان مؤثر واقع شود. در اين چند مدت بعد از جشنواره، اميرحسين كه در سال پنجم ابتدايي تحصيل مي كند گاهي براي تنوع و البته نشان دادن مهارتش با «پاچو» به نانوايي مي آيد و محمدهادي كه پدري نوملي و مادري نصرآبادي دارد و در گرگان زندگي مي كنند يكي از پاچوها را با خود برده و در كوچه شان به ساير بچه‌ها پاچوسواري آموزش مي‌دهد. رضا و سروش هم 2 تا از «كش كشو» هاي روز جشنواره را گرفته اند و در انبان آن سنگ مي گذارند و به سوي هدف‌هاي شان نشانه مي روند. اين‌ها اما فقط گوشه اي از بازتاب و تأثيرات برگزاري يك جشنواره روستايي است.

نمايشگاه عكس- قدسيه قرباني

لباس هاي سنتي- سكينه قرباني

              كودكان با لباس سنتي- خديجه نظري               

هدف ديگري كه خوشبختانه آن هم محقق شد، بازخواني خوش روزگار گذشته براي كساني بود كه حالا گرد پيري بر سر و صورت‌شان نشسته است. حضور گسترده اين نسل در كنار فرزندان و نوه هاي‌شان و ابراز شادي‌‌شان قابل بيان نيست. رمضان دايي، حاج حسن، صغري خاله، عمه شهربانو و فاطمه بيگم و حاج رجب كه همه پير هستند و از بيماري و معلوليت رنج مي برند در فضاي شاد و صميمي جشنواره شاداب بودند و مي‌خنديدند و من كه خوب مي شناسم شان مي دانم كه لااقل در آن دو سه ساعت، خنده‌هاي شان ديگر درد نداشت.

نمايي از تلار و كومه ها- اسماعيل جعفري

يك كومه و 4 تلار توسط جوانان زحمتكش نصرآباد برپا شده بود تا فضايي قديمي و روستايي را تداعي كند و جلوه‌ي بهتري براي برگزاري فعاليت‌هاي جانبي جشنواره بدهد. يادم هست حاج اكبر كه حالا از بزرگان نصرآباد است گفته بود: «وقتي كه بارا فاطمه خواستگاري رفتم يَك دانه اَ همين كومه ها تو خانه پدر زنم بود. جُلوش پتو زِدان و گفتان اين هم خانه ي شِما، برين زندگي تانِ شروع كنين، خوشبخت بشين.»

غذاها و ظروف سنتي- زهرا نظري

ظروف سنتي- فاطمه قرباني


مجري و سخنران درون كومه‌ي زيبا قرار گرفتند كه سقفش با «ني» و «كَمِل» پوشيده شده بود. تلارها يكي محل نمايش ظروف و اشياي قديمي نصرآبادي ها بود و ديگري نمايشگاه بيش از 10 غذاي سنتي روستا از جمله «آش گزنه» و «مار مرده» و «باباتو» و كمي آن طرف‌تر هم چند زن مشغول طبخ نان محلي و پخت قتلمه بودند. چرخ‌هاي ريسندگي كه سال‌ها بود درون خانه‌ها خاك مي خورد حالا دوباره راه افتاده بود و جالب است بدانيد زنان پا به سن گذاشته‌اي كه در اين غرفه بودند به پيشنهاد فرزندان و نوه ها قرار است پس از اين به آن‌ها آموزش بافندگي بدهند.

نمايي از جشنواره- حسين دهقان

نمايي از جشنواره- مقداد قرباني

از 38 بازي كه به صورت ميداني و صحبت با بزرگان روستا اسم و شيوه بازي شان را به دست آورده بوديم 14 بازي را براي اجرا در جشنواره انتخاب كرديم كه از اين ميان كشتي باشال و پاچوسواري توسط مردان و سوسوتله و پيشَلَ‌ پيشو كه توسط زنان انجام شد بيشتر مورد توجه قرار گرفت. در آن هياهو و شلوغي يه قل دو قل، سنگ‌چران بازي، عمو زنجبير باف، لي لي، لنگه بازي، هدف‌گيري با كش كشو، خر جِستِنَك، هفت سنگ، مرغانه بازي و ... هم انجام شد كه آن‌ها هم طرفداران خاص خود را داشتند.  

كشتي با شال- ابوطالب ندري


صداي تنبك و زرنا هم كه از اول جشنواره به گوش مي‌رسيد با سوار شدن دخترك نوجوان بر اسب و بر تن كردن لباس سفيد و به سر انداختن چادر شب مردم را براي شركت در عروسي نمادين و سر دادن شباش (شاباش) هاي زيبا و دست زدن و مبارك گويي، طرفدار بيشتري پيدا كرد و شنيدني تر شد.

عروسي- عقيل مهقاني

شادي- حديث قرباني

هوا تاريك شده بود و مراسم تمام اما حاضرين در زمين ورزشي روستاي نصرآباد كه محل برگزاري باز‌هاي بومي محلي بود دوست نداشتند به ساعات خوش حضورشان پايان بدهند. در اين چند روز پس از برگزاري جشنواره بسياري از مردان و زنان روستا درخواست كرده اند كه همه ساله اين مراسم برگزار شود و دست اندركاران برگزاري جشنواره نيز وقتي آن همه نشاط و صميميت و يكرنگي را ديدند قصد دارند در سال‌هاي بعد هم براي شادي ورضايت مردم و البته با برنامه‌ريزي بهتر از هيچ تلاشي فروگذار نكنند.

 آماده سازي جشنواره- سيد محمد ميرحسيني

 

پي نوشت:
۱- جشنواره بازي هاي بومي محلي با حمايت دفتر امور روستايي استانداري گلستان توسط دهياري- شوراي اسلامي روستاي نصرآباد- مؤسسه فرهنگي پاپولو  و مردم خوب روستاي نصرآباد برگزار شد.
۲- صدا و سيماي مركز گلستان و شبكه يك سراسري كشور به صورت خبري اين جشنواره را پوشش دادند.
۳- در جلسه نقد و بررسي جشنواره كه در دفتر شوراي اسلامي روستا برگزار شد مصوب شد دبيرخانه دائمي اين جشنواره تشكيل شود.
 

 

دمت گرم و سرت خوش باد

سلام به دوستان ام. امید دارم حال و روزتان خوب باشه  
یکی از دوستان یه کم قلب مهربونش نیاز به دست کاری پزشکان زحمتکش داره و خواسته که دعاش کنم. من که خیلی اوضاع و احوالم بهم ریخته هست و دعام جایی نمی رسه شاید نهایتا یکی دو متری بره بالا و بخوره تو سر خودم البته به حالت نفرین.
اما از شما میخوام دعاش کنین. دوست ما ۲۱ سال سن داره و نظرات خودتون رو همین جا بزارین تا اگه فرصت داشت از طریق وبلاگ من ببینه. وبلاگ خودش فعلا پوشیده است تا به امید خدا بهتره که شد رونمایی مجدد کنه. لطفا قلب های مهربان تان را به قلب مهربانش پیوند بزنید یا حق

از من بگذر

غمگین چو پاییزم، از من بگذر
شعری غم انگیزم، از من بگذر
.

.

.

 

ادامه نوشته

بی تو هوای خانه ما سرد می شود

سلمان هراتی شاعری است که شعرهایش آدم را یاد شاملو و سهراب می اندازد و حتی پهلو به آن می زند. من سلمان را با شعر «یاد شهیدان» شناختم. آغاز شعر شهیدان اینگونه است:
در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است/ امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است
در میان برنامه های تلویزیون به «هزار و یک شب»- «رادیو هفت»- «دو قدم مانده به صبح» خیلی علاقه مندم و بیشتر اوقات می بینم. دیشب برنامه هزار و یک شب جذابیت خاصی داشت. رشید کاکاوند مجری توانمند هزار و یک شب ویژه برنامه یاد سلمان هراتی و قیصر امین پور را به بینندگان عرضه کرد. ابتدای برنامه آواز گنجشکک اشی مشی با صدای سلمان پخش شد و در ادامه گوشه هایی از مستندی که از زندگی اش ساخته شده بود با حضور سازنده آن پخش شد. در پایان نیز محمدرضا عبدالملکیان و حمیدرضا شکارسری که از شاعران نام آشنای این دیار هستند به خذکر خاطرات و شعر سلمان و قیصر پرداختند.
از شما دعوت می کنم شعر «ای عشق» سلمان را حتماْ بخوانید و همچنین شعر گالش با آن تصویرسازی های قشنگی که سلمان دارد.
شعر «من هم می میرم» سلمان هراتی با توجه به نوع درگذشتش که در حادثه رانندگی بود و تعابیری که از مرگ غلامعلی و گل بانو و ... دارد را پیشنهاد می کنم در زیر بخوانید.

سلمان


من هم می میرم اما نه مثل غلامعلی
که از درخت به زیر افتاد
/ پس گاوان از گرسنگی ماغ کشیدند
/ و با غیظ ساقه های خشک را جویدند
/ چه کسی برای گاوها علوفه می ریزد؟
من هم می میرم
اما نه مثل گل بانو
که سر زایمان مرد
/ پس صغرا مادر برادر کوچکش شد
/ و مدرسه نرفت
/ چه کسی جاجیم می بافد؟
من هم می میرم
اما نه مثل حیدر
که از کوه پرت شد
/ پس گرگ ها جشن گرفتند
و خدیجه بقچه های گلدوزی شده را
/ در ته صندوقها پنهان کرد
/ چه کسی اسبهای وحشی را رام می کند؟
من هم می میرم
اما نه مثل فاطمه
/ از سرماخوردگی
/ پس مادرش کتری پر سیاوشان را
/ در رودخانه شست
/ چه کسی گندم ها را به خرمن جا می آورد؟
من هم می میرم
اما نه مثل غلامحسین
از مار گزیدگی
/ پس پدرش به دره ها و رود خانه ها ی بی پل
/ نگاه کرد و گریست
/ چه کسی آغل گوسفندان را پاک می کند؟
من هم می میرم
اما در خیابان شلوغ
در برابر بی تفاوتی چشمهای تماشا
زیر چرخهای بی رحم ماشین
ماشین یک پزشک عصبانی
وقتی از بیمارستان دولتی برمی گردد
پس دو روز بعد
در ستون تسلیت روزنامه
زیر عکس 4*6 خواهند نوشت
ای آنکه رفته ای
چه کسی سطلهای زباله را پر می کند؟
تابستان 65 ، تنکابن

اما بد نیست بدانید شعر ترانه آفتاب مهربانی با صدای محمد اصفهانی از قیصر امین پور است. این شعر را هم بخوانید:

 قيصر

آفتاب مهرباني
سايه تو بر سر من

اي كه در پاي تو پيچيد
ساقه ي نيلوفر من

با تو تنها با تو هستم
اي پناه خستگي ها

در هوايت دل گسستم
از همه دلبستگيها

در هوايت پر گشودن
باور بال و پر من باد

شعله ور از آتش غم
خرمن خاكستر من باد

اي بهار باور من
اي بهشت ديگر من

چون بنفشه بي تو بي تابم
بر سر زانو سر من

روح بلندشان شاد

ديدار هيأت تحريريه پاپولوي نصرآباد با رييس حوزه هنري گلستان

نصرآباد با جمعيت محدودش چه طور اين همه خبر ازش بيرون مي آيد؟
اين اولين جمله رييس حوزه هنري استان در جمع بچه هاي پاپولو بود. او گفت: هميشه برايم اين سوال بود كه روستاي نصرآباد با جمعيت محدودش چه طور اين همه خبر ازش بيرون مي آيد؟ اما به مرور متوجه وجه فرهنگي روستاي نصرآباد شدم. البته خيلي از روستاها در كشور ما سابقه بالاي علمي، فرهنگي و تاريخي دارند ولي به آن نمي پردازند.

رباني

رباني در ادامه با اشاره به خرده فرهنگ ها در جهان و جهاني شدن گفت: در برنامه هاي جهاني از تجربيات NGO ها استفاده مي شود به همين خاطر بايد جهاني بينديشيد و بومي عمل كنيد.
رييس حوزه هنري استان در پاسخ به پرسش يكي از اعضاي هيأت تحريريه پاپولو در خصوص چگونگي فعاليت نشريه و پردازش به موضوعات مختلف روستا گفت: همراهي بزرگان روستا در شناساندن روستا بسيار مؤثر است و از همين همراهي بايد بهره مند شويد. آگاهي از مسايل سياسي و البته پرهيز از سياسي كاري و انجام اقداماتي كه يكپارچگي را در بين اهالي تقويت مي كند در راه جلب مخاطب و خدمت به آن به شما كمك مي كند.
رييس حوزه هنري استان در ادامه به هدف گذاري و شفافيت در هدف، استقلال و عدم وابستگي به مراكز و نهادها، توجه به مخاطب، نوشتن مطالب فاخر مبتني بر مخاطب، حفظ اصالت و برقراري روابط بر پايه و اساس انساني تأكيد نمود.
در اين ديدار كه محمود خواجه نژاد معاونت امور سينمايي حوزه هنري، مدير مسئول، سردبير و اعضاي هيأت تحريريه پاپولو حضور داشتند يكي از اعضاي هيأت تحريريه به گوشه اي از كارهاي انجام شده اشاره نمود.

پاپولو 002

 قابل ذكر است تاكنون ۴ شماره از نشريه پاپولو به چاپ رسيده و دست اندركاران آن در تلاش براي راه اندازي مؤسسه اي هستند تا بتوانند ضمن انتشار نشريه به ساير فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي ابتدا در سطح روستاي نصرآباد و پس از آن گرگان- استان و كشور بپردازند.
انجام بازديد از مراكز علمي و فرهنگي و ديدار با فعالان فرهنگي و اجتماعي و مشاركت در فعاليت هاي مفيد اجتماعي و فرهنگي از اهداف اين مؤسسه است.
                                                    عكس‌ها از حديثه قرباني

عمر گران مي گذرد خواهي نخواهي

ديروز دوشنبه ۸ آبان ماه يكي از هم محلي هاي عزيزم در روستاي نصرآباد دار فاني را وداع كرد. كربلايي نوروز بيش از ۷۰ سال سن داشت و پدرم بارها و بارها از خاطرات دوران جواني اش با آن مرحوم برايم گفته است. آنچه كه باعث شد اين مطلب رو بنويسم سير زندگي انسان ها از تولد تا مرگ است. بسياري از تحولات زندگي در دست خودمان است و خيلي هاي ديگر خارج از اختيار ما. ميلياردها انسان زندگي مي كنند و آمده اند و رفته اند اما نامي از آن ها نيست و چيزي به يادگار نگذاشته اند. اما نكته مهمتر را مي توان در كلام علي عليه السلام يافت كه مي فرمايند: با مردم چنان آميزش كنيد كه اگر مرديد بر شما بگريند و اگر زنده مانديد، به ديدارتان مشتاق باشند.
به گفته ي پدرم، مرحوم كربلايي نوروز چند دهه قبل و زماني كه در اوج جواني بود، از جوانمردان محل  بود و دست خيلي از افتادگان را مي گرفت. افراد ثروتمندتر از او بودند اما هيچ وقت به اندازه او به نيازمندان كمك نمي كردند و با آنان مهربان نبودند. متأسفانه آن مرحوم بعداً بسياري از سال هاي زندگي اش را با سختي و مرارت هاي فراوان سپري كرد.  
لطفاً يك مقدار به دور و برمان و آدم هاي اطراف مان بيشتر دقت كنيم و قدرشان را بدانيم. سلام و لبخند و نگاه محبت آميزمان را از آن ها دريغ نكنيم.

جشنواره وبلاگ نويسي و احياي روستاها

جشنواره وبلاگ نویسی روستا شاید آغازی برای شناسایی روستاها و توانمندی آن ها در فضاي مجازي نباشد اما ادامه حرکتی است شايسته و پایان ناپذیر که نخبگان روستایی آن را آغاز نمودند و نياز است روستاییان عزيز خصوصاً جوانان آن را جدی بگیرند.
همه ي ما مي دانيم اولین روستای اینترنتی ایران يعني شاهکوه در منطقه قرار دارد. تا کنون بيش از يك (۱) ميليون نفر از سراسر جهان از طریق وب سایت، از آن بازدید کرده‌اند. دکتر علی اکبر جلالی، فوق دکترای برق و متخصص فناوری اطلاعات (IT) كه نظریه موج چهارم، عصر مجازی را در دنیا مطرح کرده‌اند اهل شاهكوه و روستازاده اي است كه باعث افتخار تمام ايرانيان است. حركت او باعث شده كه در روستاي قرن آباد سرعت اينترنت از تهران هم بيشتر باشد و استفاده از دنياي مجازي و امكانات آن براي علاقه مندان و روستاييان به راحتي فراهم شود.

جشنواره وبلاگ نويسي روستا


اينك مهندس اميد كابلي و دوستانش در خانه جوان فريد روستاي كفشگيري آستين همت بالا زده اند و با هدف هايي عالي از جمله:
•تمرکز فعالان جامعه مجازی در خصوص توسعه متوازن و پایدار روستاها
•معرفي و تقويت فرهنگ بومي محلي در جهت  حفظ و احيا آيين و سنن
•تقويت روستانشيني، حفظ محيط زيست،معماري و بافت  تاريخي
•تلاش در جهت آشنايي و بهره مندي دهياري و ديگر نهادهاي روستايي از فضاي مجازي  جهت جلب مشارکت اهالی در توسعه روستاها
•معرفي توانمندیهای روستاهاي استان در زمینه کسب و کار، فرصت های شغلیٰ گردشگری روستایی و اکوتوریسم
•تقويت فرهنگ استفاده از خدمات الکترونيک از طريق  درگاههاي ICT روستايي

طرحي ديگر براي سربلندي روستاهاي گرگان برانداخته اند. ضمن درست مريزاد و آرزوي موفقيت براي عزيزان، از همه ي وبلاگ نويسان تقاضا دارم در اين حركت فرهنگي- اجتماعي- اقتصادي مشاركت كنند. بدون شك آباداني ايران عزيز بدون مشاركت روستاها و اهالي صميمي آن مقدور نخواهد بود.

علاقه مندان مي توانند با مراجعه به وبسايت جشنواره وبلاگ نويسي روستا با چگونگي برگزاري آن بيشتر آشنا شوند.

پايان مهر و سرما ...

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

سرما در مناطق زلزله زده

آقا رجب بهترين بازيگر جشنواره تئاتر معلولين گلستان شد

آقا رجب


دومین جشنواره تئاتر معلولان گلستان، با عنوان 'جشنواره تئاتر مهر آیین گلستان' از سوی اداره كل بهزیستی استان در گرگان برگزار شد. پس از اجراي نمايش ها در طول سه روز برگزاري، با رأي هيأت داوران گروه ها و نفرات برتر انتخاب شدند كه در اين بين آقا رجب كميلي مقام بهترين بازيگر جشنواره را از آن خود كرد. امروز او بي ريا  و با پلاستيك شكلاتي در دست به محل كارم آمد و گفت كه مقام آورده و اول شده است. البته در يكي دو دقيقه اجراي كوچولويي هم از نمايش خودشان داشت.
فكر كنم آقا رجب از معدود افرادي است كه من رو فقط به خاطر خودم دوست داره به قول خودش: ببخسيدا من آقا مفري رو خيلي دوست دارم، به جان خاك بابام راست ميگم.
رجب جان من هم خيلي دوست دارم و بابت اين موفقيت بهت تبريك مي گم. روح باباي عزيزت شاد.  ببخسيدا