عمر گران مي گذرد خواهي نخواهي
ديروز دوشنبه ۸ آبان ماه يكي از هم محلي هاي عزيزم در روستاي نصرآباد دار فاني را وداع كرد. كربلايي نوروز بيش از ۷۰ سال سن داشت و پدرم بارها و بارها از خاطرات دوران جواني اش با آن مرحوم برايم گفته است. آنچه كه باعث شد اين مطلب رو بنويسم سير زندگي انسان ها از تولد تا مرگ است. بسياري از تحولات زندگي در دست خودمان است و خيلي هاي ديگر خارج از اختيار ما. ميلياردها انسان زندگي مي كنند و آمده اند و رفته اند اما نامي از آن ها نيست و چيزي به يادگار نگذاشته اند. اما نكته مهمتر را مي توان در كلام علي عليه السلام يافت كه مي فرمايند: با مردم چنان آميزش كنيد كه اگر مرديد بر شما بگريند و اگر زنده مانديد، به ديدارتان مشتاق باشند.
به گفته ي پدرم، مرحوم كربلايي نوروز چند دهه قبل و زماني كه در اوج جواني بود، از جوانمردان محل بود و دست خيلي از افتادگان را مي گرفت. افراد ثروتمندتر از او بودند اما هيچ وقت به اندازه او به نيازمندان كمك نمي كردند و با آنان مهربان نبودند. متأسفانه آن مرحوم بعداً بسياري از سال هاي زندگي اش را با سختي و مرارت هاي فراوان سپري كرد.
لطفاً يك مقدار به دور و برمان و آدم هاي اطراف مان بيشتر دقت كنيم و قدرشان را بدانيم. سلام و لبخند و نگاه محبت آميزمان را از آن ها دريغ نكنيم.