سلمان هراتی شاعری است که شعرهایش آدم را یاد شاملو و سهراب می اندازد و حتی پهلو به آن می زند. من سلمان را با شعر «یاد شهیدان» شناختم. آغاز شعر شهیدان اینگونه است:
در سینه ام دوباره غمی جان گرفته است/ امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است
در میان برنامه های تلویزیون به «هزار و یک شب»- «رادیو هفت»- «دو قدم مانده به صبح» خیلی علاقه مندم و بیشتر اوقات می بینم. دیشب برنامه هزار و یک شب جذابیت خاصی داشت. رشید کاکاوند مجری توانمند هزار و یک شب ویژه برنامه یاد سلمان هراتی و قیصر امین پور را به بینندگان عرضه کرد. ابتدای برنامه آواز گنجشکک اشی مشی با صدای سلمان پخش شد و در ادامه گوشه هایی از مستندی که از زندگی اش ساخته شده بود با حضور سازنده آن پخش شد. در پایان نیز محمدرضا عبدالملکیان و حمیدرضا شکارسری که از شاعران نام آشنای این دیار هستند به خذکر خاطرات و شعر سلمان و قیصر پرداختند.
از شما دعوت می کنم شعر «ای عشق» سلمان را حتماْ بخوانید و همچنین شعر گالش با آن تصویرسازی های قشنگی که سلمان دارد.
شعر «من هم می میرم» سلمان هراتی با توجه به نوع درگذشتش که در حادثه رانندگی بود و تعابیری که از مرگ غلامعلی و گل بانو و ... دارد را پیشنهاد می کنم در زیر بخوانید.

سلمان


من هم می میرم اما نه مثل غلامعلی
که از درخت به زیر افتاد
/ پس گاوان از گرسنگی ماغ کشیدند
/ و با غیظ ساقه های خشک را جویدند
/ چه کسی برای گاوها علوفه می ریزد؟
من هم می میرم
اما نه مثل گل بانو
که سر زایمان مرد
/ پس صغرا مادر برادر کوچکش شد
/ و مدرسه نرفت
/ چه کسی جاجیم می بافد؟
من هم می میرم
اما نه مثل حیدر
که از کوه پرت شد
/ پس گرگ ها جشن گرفتند
و خدیجه بقچه های گلدوزی شده را
/ در ته صندوقها پنهان کرد
/ چه کسی اسبهای وحشی را رام می کند؟
من هم می میرم
اما نه مثل فاطمه
/ از سرماخوردگی
/ پس مادرش کتری پر سیاوشان را
/ در رودخانه شست
/ چه کسی گندم ها را به خرمن جا می آورد؟
من هم می میرم
اما نه مثل غلامحسین
از مار گزیدگی
/ پس پدرش به دره ها و رود خانه ها ی بی پل
/ نگاه کرد و گریست
/ چه کسی آغل گوسفندان را پاک می کند؟
من هم می میرم
اما در خیابان شلوغ
در برابر بی تفاوتی چشمهای تماشا
زیر چرخهای بی رحم ماشین
ماشین یک پزشک عصبانی
وقتی از بیمارستان دولتی برمی گردد
پس دو روز بعد
در ستون تسلیت روزنامه
زیر عکس 4*6 خواهند نوشت
ای آنکه رفته ای
چه کسی سطلهای زباله را پر می کند؟
تابستان 65 ، تنکابن

اما بد نیست بدانید شعر ترانه آفتاب مهربانی با صدای محمد اصفهانی از قیصر امین پور است. این شعر را هم بخوانید:

 قيصر

آفتاب مهرباني
سايه تو بر سر من

اي كه در پاي تو پيچيد
ساقه ي نيلوفر من

با تو تنها با تو هستم
اي پناه خستگي ها

در هوايت دل گسستم
از همه دلبستگيها

در هوايت پر گشودن
باور بال و پر من باد

شعله ور از آتش غم
خرمن خاكستر من باد

اي بهار باور من
اي بهشت ديگر من

چون بنفشه بي تو بي تابم
بر سر زانو سر من

روح بلندشان شاد