امروز -یکشنبه ۲۹ بهمن- با یکی از دوستان داخل ماشین درمود فردی صحبت می کردیم. ایشان تعریف می کرد و من چند بار گفتم که حس خوبی به آقای "ق" ندارم و خیلی به اون خوش بین نباش. در همین حال دوستم رفت از عابر بانک مقداری پول بگیره و به من قرض بده. من هم رادیو رو روشن کردم. موج اف ام۲ فرکانس ۱۰۰۳ یا همان رادیو قرآن. دقیقا قاری مصری داشت آیه زیر را می خواند:
يا ايها الذين امنوا اجتنبوا کثيرا من الظن، ان بعض الظن اثم و ...
«اي مومنان از بسياري از گناهان پرهيز کنيد، چرا که بعضي از گمان ها گناه است ، و ... »
وقتی که دوستم آمد براش ماجرا رو تعریف کردم و گفتم که برام تلنگری بود وقتی این آیه آمد و واقعن از رفتار خودم شرمنده و خجل هستم.
حدودای ساعت ۴ رفتم مسجد حضرت ابوالفضل ملاقاتی تا در مراسم پانزدهمین روز درگذشت مادر یکی از دوستان شرکت کنم. حلوا و چای و خرما و میوه و سرآخر هم قرآن.
وقتی بسم الله رو گفتم و جزوه قرآن رو باز کردم بلندترین آیه قرآن یعنی آیه ۲۸۲ سوره بقره آمد. ابتدای آیه این طور است:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَ ...
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه بدهى مدت دارى (به خاطر وام يا داد و ستد) به يكديگر پيدا كنيد، آن را بنويسيد! و ... »
به سرعت یاد قرضی که چند دقیقه پیش دوستم به من داده بود افتادم و اینکه هیچ نوشته ای بین ما رد و بدل نشده بود. یک بار دیگه هم که از اون قرض گرفتم هر کاری کردم قبول نکرد که یادداشتی بنویسم و رسید بدهی خودم را بهش بدم.
به راستی که چه کتاب هدایت گر و خوبی است این قرآن و چه قدر این روزها من از این دریای بیکران دور هستم!!! شما چه طور؟