خون است دلم براي ايران
به بهانه نكوداشت صدمين سال دكتر منوچهر ستوده
خون است دلم براي ايران
سال ۱۳۸۴ كار گردآوري مقالات دانشنامه گلستان به همت برخي نويسندگان و پژوهشگران استان آغاز شد. مرحوم سيد محمدكاظم مداح كه يادش هميشه گرامي ست، محمد ايرانفر، غلامرضا خاركوهي، احسان مكتبي و رحمت الله رجايي تيم مركزي و هماهنگ كننده را تشكيل ميدادند. مقالات متعدد كه مي رسيد در پي نوشت و منابع و به قولي رفرنسها كمتر مقاله اي بود كه نامي از منوچهر ستوده و كتاب سترگش «از آستارا تا استارباد» نكرده باشد. به واسطه همكاري با دانشنامهي استان و همايشها و نشستهايي كه دانشنامه و مؤسسه فرهنگي ميرداماد برگزار ميكرد با بسياري از انديشمندان از نزديك ديدار داشتم و اميدوار بودم كه روزي منوچهر ستوده را از نزديك ببينم.
پنج شنبه ۲۱ مهرماه ۱۳۹۰ با تلاش و كوشش مدير مركز دانشنامه و علاقهمنداني به پژوهش همچون مصطفي نوري و كوروش نوروزمرادي اين اتفاق نيكو افتاد و گرگان و گرگانيها ميزبان فردي شدند كه جاي جاي شهر و ديارشان را از خودشان بهتر ميشناسد.

در مراسم پاسداشت دكتر منوچهر ستوده، علي دهباشي مدير مسوول مجله فرهنگي و هنري بخارا گفت: «شناخت ما از سرزمين پهناورمان ايران مديون چهرههايي است كه سالها وقت خويش را در اين راه صرف كردهاند ... »
دكتر ستوده هم كه با عصا و به زحمت راه مي رفت و رفتن روي سن برايش سخت بود بر صندلي اي كه جلوي سن بود تكيه زد و با صدايي ستبر گفت: من در گرگان اسنادي از خانوادههاي اميرلطيفي، درازگيسو، سادات مفيدي و ... جمع كردم كه در پژوهشها مورد استفاده قرار گرفت. من با اين خانوادهها و مردم زندگي كردم، سر سفرهشان نشستم و روزهاي متمادي را با آنان گذراندم. او اضافه كرد: در هر منطقه از ايران، راهنمايي به من معرفي مي شد كه اين راهنما در گرگان، مسيح الله ذبيحي بود و من را همراهي ميكرد؛ به او خيلي زحمت دادم.
اوج صحبت ستوده اما اظهار ناراحتي از كنار گذاشتن نامهاي تاريخي بود آنجا كه گفت: «استارباد به معني شهر ستارههاست. نبايد اسمهايي كه هزاران سال قدمت دارد را بدون دليل تعويض كرد. وي نام گلستان را براي استان نامناسب دانست و اضافه نمود: اينجا گرگان است و نامگذاريها بايد با توجه به پيشينه و قدمت اين سرزمين انجام شود.
مجموعهي از آستارا تا استارباد دربر گيرنده شمال كشور است و از آستارا شروع و به استارباد ختم مي شود. منوچهر ستوده از دههي ۴۰ كار نگارش و گردآوري آن را شروع نمود كه نهايتاً با انتشار آخرين جلد آن در سال ۱۳۸۰ به پايان رسيد. شايان ذكر است از مجموعه ي ۱۰ جلدي اين كتاب باارزش، جلدهاي پنجم، ششم، هفتم و دهم به سرزمين گرگان اختصاص دارد.
بدون مطالعه كتاب از آستارا تا استارباد شناخت و تحقيق پيرامون گرگان بي معني و بي فايده و غيرعلمي است.

تجليل از مفاخر عاملي مهم در توسعه پايدار
اما كار بزرگي كه آرش نورآقايي، پرويز شجاعي پارسا و دوستانش در نكوداشت يكصدمين سال دكتر منوچهر ستوده انجام دادند قابل تقدير و گفتنيست. ۳۰ خرداد ۹۲ وقتي شنيدم كاري فرهنگي ورزشي براي پاسداشت مقام منوچهر ستوده انجام گرفته و شهرمان گرگان و مؤسسه فرهنگي ميرداماد ميزبان فعالان اين حركت است از صميم قلب دوست داشتم من هم كاري كنم. به استقبال گروه رفتيم. چند آقا و ۲ خانم گروه را تشكيل مي دادند. بنر بزرگي كه عكس منوچهر ستوده روي آن بود را بر پيشخوان كتابخانه پهن كردند تا دوستداران ايشان چيزي به يادگار بنويسند. با همه خوش و بش كردم و پرسيدم كه رهبر گروه چه كسي هست؟ پرويز شجاعي پارسا را نشان دادند.

مردي حدود ۴۶ ساله كه آراسته و البته چالاك بود و از راه رفتنش مي شد فهميد ورزشكار است. از او خواستم هدف از برگزاري اين حركت فرهنگي و ورزشي را برايم توضيح دهد او گفت: ۲۸ تير ماه ۱۳۹۲ يكصدمين سالروزتولد آقاي دكتر منوچهر ستوده است به همين خاطر با تعدادي از دوستانمان تصميم گرفتيم كه كتاب ايشان (از آستارا تا استراباد) را مطالعه كنيم. اين كتاب ۱۰ جلدي در ۲۱ سال حاصل تلاش دكتر ستوده است. ايشان ۵۲ جلد كتاب نوشته اند كه درباره فرهنگ اقوام – جغرافيا – تاريخ – ولي اين كتاب خيلي شاخص بود. مسير را كاملا مطالعه كرديم، خيلي گسترده بود. كل استان مازندران – گلستان و گيلان. ما بالاخره بخشي از اين مسير را كه مسير اصلي حاكم و نام كتاب بود (از آستارا تا استراباد) را انتخاب كرديم و تصميم بر آن شد با تعدادي از دوستان دوچرخه سوار اين مسير ۷۰۰ كيلومتري را ركاب بزنيم و به مناسبت يكصدمين سال تولد دكتر ۱۰۰ اصله درخت هم در شهرهاي مختلف بكاريم.
شجاعي پارسا بزرگداشت ستوده را به ركابزني و درختكاري در اين مسير محدود ندانست و گفت: صعود به قلل مرتفع كشور همچون دماوند، تهيه و چاپ تمبر يادبود، ساخت سرديس برنزي، ساخت موسيقي مخصوص استاد، صد تي شرت و صد امضا از استاتيد و بزرگان كشور بر روي آن، نمايشگاه عكس و ساخت فيلمي مستند از برنامههاي ديگر دوستان ماست كه اميدواريم تا سالروز تولد ايشان انجام شود.
اين فعال فرهنگي و ورزشي در پاسخ به اين كه چه كسي پيشنهاد دهنده و حامي مالي برگزاري مجموعه فعاليت هايي كه در نكوداشت منوچهر ستوده برگزار شده است گفت: اين طرح و پيشنهاد از سوي آقاي آرش نورآقايي كه مدیر و پژوهشگر مرکز پژوهشهای هفتهنامه «تعطیلات نو» و از فعالان ايرانگردي و جهانگردي هستند بوده است. ما وابسته به هيچ نهاد و گروهي نيستيم و به عشق استاد و تجليل از زحمات علمي ايشان پا در اين راه گذاشته ايم. برخي مسئولين، نهادها و مراكز شهرهايي كه در بين راه ميهمان آنان هستيم لطف مي كنند و پذيراي ما هستند ولي براي بزرگداشت سال روز دكتر ستوده فقط يك شماره حساب معرفي شده كه علاقهمندان به ايشان و كشور و انديشمندان به اين شكل اظهار لطف ميكنند.

در گفتگو با پرويز شجاعي پارسا به نتايج جالب و ارزشمندي رسيدم:
۱. پاي توسعه پايدار كه وسط ميآيد ذهن ها به سمت و سوي پروژههاي فراواني مي رود كه شدني و ناشدني هستند. اما به نظر اين من شناخت بزرگان كشور در هر زمينه و تخصصي كه بوده و هستند، استفاده از تجارب با ارزش آنها، تجليل از آنان و ادامه راهشان نه تنها يك پروژه بلكه مسيري بي انتها و پروسه اي است كه بهترين راه توسعه پايدار است. اعتقاد دارم كاري كه در تجليل ا ستوده و بزرگداشت يكصدمين سال تولدش انجام گرفت گامي در توسعه پايدار علمي كشور است.
۲. جوانان ما خصوصاً افراد با ذوق و داراي تفكر و كساني كه طراح و به قول امروزي ها داراي جنبش نرم افزاري هستند، توان خود را به سمت توسعه پايدار سوق بدهند، كارهاي علمي انجام دهند و درگير كارهاي پيش پا افتاده ي اجرايي نشوند.
۳. انگيزه ها را ارتقا دهيم. آستين همت را بالا بزنيم. ما هم مي توانيم كارهاي بزرگ براي جهان، كشور، شهر و خودمان انجام دهيم. امكانات و بودجه و اعتبار براي كارها نياز است اما بزرگترين سرمايه همت است. درسي كه آرش نورآقايي و پرويز شجاعي پارسا و دوستانشان به ما دادهاند كوشش و تلاش و دوري از تنبلي است. دقت كنيد آنها حامي مالي و اسپانسري براي اين حركت بزرگ نداشتند.
۴. برگزاري مراسم تجليل و حتي مراسم ترحيم هم نياز است اما شهرمان براي ترقي نياز به افكار بلند و اذهاني روشن و همتي بلند دارد.
۵. بد نيست براي اطلاع بيشتر به سايت دكتر منوچهر ستوده، وبلاگ آرش نورآقايي و وبلاگ پرويز شجاعي پارسا سر بزنيد.