سلام من به تو اي بسيار عطا كنننده
۱. نمي دانم شما با من هم عقيده ايد يا نه؟ اما وقتي با كسي روبرو مي شوم كه بي هيچ تمنايي سلام مي كند و لبخندش را به هم نوع ارزاني مي كند، وقتي بدون هيچ چشمداشتي مهرباني ميكند و وقتي از بدي ديگران به راحتي مي گذرد، ياد خداي مهربان ميافتم همان كه بخشنده است به همهي بندگانش و مهربانتر است به آنان كه شايد نعمتهايش را قدر نمي دانند. انسانهاي خدايي دور و برمان هنوز زيادند. نياز نيست حتما به مسجد و صف نماز جماعت برويم و آنان را ببينيم، نياز نيست در دسته هاي عزاداري حضور پيدا كنيم و چهرهي زيبايشان را نظاره كنيم بلكه فقط كافي است در صف نانوايي، درون تاكسي يا اتوبوس، توي خانه و كوچه و پس كوچه ها نگاهمان را متوجه افرادي كنيم كه اگر نباشند زندگي مان يخ يخ خواهد شد. اين فرد شايد پدر باشد يا مادر، برادر باشد يا خواهر، هم درس ما باشد يا راننده تاكسي و يا نانوا و پارچه فروش و رفته گر و يا دوست . فداي آنهايي بشم كه مهرباني مي كنند و دنيا با همه ي بزرگيش فقط يك گوشهي قلب شان را هم پر نمي كند هر چند قلب شان مالامال از مهر و عشق است اما دنيا دنيا جا براي پوشاندن بدي هاي افرادي مثل من را دارد.
۲. به سبب حضور افرادي خوب و با صفاي پيرامونم با برخي مضامين انساني و ديني آشنا شدهام. برخي آيات و ادعيه را آموختهام. در ميان دعاهايي كه ديدهام نميدانم چرا برخي مثل دعاي ماه رجب مرا مجذوب خود كردهاند. حتي در ايامي غير از ماه رجب هم گاهي آن را زير لب زمزمه مي كنم تا وجود خدا را بيشتر حس كنم.
۳. سلام به او كه در هر امر خيري به او اميدوارم. سلام به او كه در مقابل دست خاليام و توشه ي اندكم، به من بسيار مي بخشد و مي بخشد و مي بخشد. سلام به او كه مي بخشد اما از خزانه فضل و كرمش كم نميشود.
۴. در ادامه متن عربي و فارسي دعاي ماه رجب را هديه مي كنم.
«أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ. بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ. يا مَن أرجوهُ لِکُلِّ خَيرٍ؛ وَآمَنُ سَخَطَهُ عِندَ کُلِّ شَرٍّ؛ يا مَن يُعطِي الکَثيرَ بِالقَليلِ؛ يا مَن يُعطي مَن سَألَهُ؛ يا مَن يُعطي مَن لَم يَسألهُ؛ وَمَن لَم يَعرِفهُ تَحَنُّناً مِنهُ وَرَحمَـ‹ً؛ أعطِني بِمَسألَتي إيّاکَ جَميعَ خَيرِ الدُّنيا وَجَميعَ خَيرِ الآخِرَ›ِ. وَاصرِف عَنّي بِمَسألَتي إيّاکَ جَميعَ شَرِّ الدُّنيا وَشَرِّ الآخِرَ›ِ. فَإنَّهُ غَيرُ مَنقوصٍ ما أعطَيتَ. وَزِدني مِن فَضلِکَ يا کَريمُ يا ذَالجَلالِ وَالإکرامِ يا ذَالنَّعماءِ وَالجودِ يا ذَالمَنِّ وَالطَّولِ حَرِّم شَيبَتي عَلي النّارِ.»
به خدا پناه ميبرم از شر شيطان رانده شده. به نام خداي بخشايندة مهربان. اي کسي که در هر امر خيري به تو اميد دارم؛ و در امان هستم از هر نوع شر و بديِ ناشي از خشم و غضب او؛ اي آن که در مقابل اعمال اندک و ناچيز ما پاداش بسيار عطا ميکني؛ اي کسي که به هر نيازمند و محتاجي عطا ميکني؛ اي که عطا ميکني به کسي که تو را نميخواند و از تو چيزي نميخواهد و تو را نميشناسد که صاحب عطوفت و رحمت هستي؛ عطا کن به من در مقابل خواهش و خواستهام همة خير دنيا و همة خير آخرت را. و دور کن از من بنا بر خواسته و خواهشم جميع شر و بدي دنيا و شر و بدي آخرت را. زيرا هر چقدر عطا کني، (از خزانة فضل و کرامت) کاسته نميشود. و بيفزا بر من از فضل و بخشش، اي صاحب نعمتها و جود و بخشش، اي کسي که بر ما منت ميگذاري و اي بلندمرتبة سخاوتمند، آتش جهنم را بر موي سفيد من حرام گردان.)
خداي مهربان با تمام بدي هام خيلي دوستت دارم. اگه ديگران شك داشته باشند اما خودت خوب مي داني چون آگاه به هر نهان و آشكاري .
اين شعر حكيم سنائي تقديم به خود خدا و آنهايي كه خدايي اند. زيباست مخصوصا با صداي استاد شجريان
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدائی
نروم جز به همان ره که توام راهنمائی
بری از رنج و گدازی ، بری از درد نیازی
بری از بیم و امیدی بری از چون و چرائی
همه درگاه تو جویم ، همه از فضل تو پویم
همه توحید تو گویم که بتوحید سزائی
تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی
تو نماینده ی فضلی تو سزاوار ثنائی
همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری همه جودی و سخائی
لب و دندان سنائی همه توحید تو گوید
مگر از آتش دوزخ بودش روی رهائی