بیگانه در دیار خود

از نابسامانی شهری و عدم توجه به مسایل زیربنایی گرفته تا سهل انگاری های فرهنگی و پنهان ماندن خروار خروار مشکلات در اینجا و اونجای شهر و استان در سایه ی نحس مصلحت اندیشی ها و دم نیاوردن ها و بزرگداشت ها و ... . اما در این پست فقط به یکی از انبوه مشکلات پیرامونی خودم اشاره می کنم. تصویر بالا نمای جنوبی تپه باستانی روستای نصرآباد موسوم به تپه قبرستانی است که در جنوب غربی روستا واقع شده و به خاطر دفن درگذشتگان در قدیم، به تپه قبرستانی شهرت یافت.



متأسفانه سال هاست که تخریب این تپه ادامه دارد. سه تصویر بالا که مربوط به قسمت جنوب غربی تپه است نشان می دهد که به علت وجود کوره ی آجرپزی و نیازی که این گونه کوره ها به خاک دارند، از خاک تپه استفاده شده و قسمت عظیمی از تپه مورد تجاوز قرار گرفته است.
در دو تصویر زیر هم دو سنگ مزار که یکی در کنار خاک های ریخته شده تپه و نزدیک به کوره پیدا شده و دیگری بر فراز تپه قرار داشته دیده می شود. همه می دانیم که این گونه اشیا می توانند تاریخ یک مکان و منطقه را بازگو کنند اما متأسفانه هیچ توجهی به آن ها نمی شود و در گوشه ای افتاده اند و گاهی برای درست کردن اجاقی و برپا کردن بساط چای و غذا مورد استفاده قرار می گیرد.

تصویر زیر هم حفره ای را که توسط فرد و یا افراد غارتگر میراث پیشینیان مان هست را نشان می هد. اگر از نزدیک این حفره و چاه را ببینید و عمق آن را نظاره کنید آه از نهادتان بر خواهد خواست.
براستی چرا هیچ توجهی به آثار باستانی و تاریخی مان نمی کنیم ناراحت نشوید اما قریب به ۱۰۰ درصدمان در دیار خودمان بیگانه ایم. گروهی که در جهل کامل قرار دارند و خدا رو شکر ادعایی هم ندارند اما برخی دیگر ادعای روشنفکری و پز فهم مسایل تاریخی و ... را می دهند که در همان حال و هوا بهتر است بمانند تا ... .
گمانه زنی های کارشناسان در خصوص برخی اشیای سفالی که از این تپه به دست آمده بیانگر آن است که تاریخ آن به هزاره قبل از میلاد برمی گردد. واقعا تاریخ منطقه و مکانی به قدمت ۳۰۰۰ سال آن قدر بی اهمیت است که مورد تجاوز صاحبان کوره های آجرپزی و دزدان فرهنگ و میراث گذشتگان قرار بگیرد و کسی هم دم برنیاورد. اگر در دیار خودمان بیگانه نیستیم پس چی هستیم. آقایان روشنفکر، فرهنگ دوست، با فرهنگ و مسئولین فرهیخته، همه ما بیگانه ایم در دیارمان.

تصویر بالا نمای شمال شرقی تپه باستانی نصرآباد است که احتمالا هنوز چشمان افرادی به سن من به روی دنیا بسته نشده دیگر اثری از آن نخواهند دید.
در گرگان آثار اینچنینی زیاد است و شاید به خاطر فراوانی ابنیه و اماکن تاریخی است که تخریب برخی از آن ها حتی دیده هم نمی شود و اگر دیده هم بشود اهمیتی ندارد. خانه های قدیمی گرگان به بهانه فرسودگی مورد تخریب قرار می گیرند و از بین می روند و فقط چند عکس هوایی برای آیندگان از بافت سنتی و تاریخ گرگان باقی خواهد ماند. اگر گردشگری به گرگان می آید به خاطر هوای پاک و جنگل زیبای النگ دره و ناهارخوران است که آن ها هم حال و روز خوبی ندارند. می شد صنعت گردشگری را با احیای میراث گذشتگان مان رونق دهیم اما چنین نکردیم.
در آن طرف آب ها از اسلحه ای که عمرش به ۱۰۰ سال هم نمی رسد موزه ای خانگی ساخته اند که چند برابر گرگان سرسبز و دوست داشتنی ما بازدیدکننده دارد اما ما با داشته های مادی و معنوی مان چه کرده ایم. این بخش کوچکی است از اوضاع و احوال ما و تندگشتی مان. براستی آن بزرگ چقدر زیبا گفت: تنگدست، بیگانه ای است در دیار خود