او تنها يك فرشته نیست او مادر است
برداشت ۱
نوزادش مدام گریه میکند و در حالی که شب از نیمه گذشته و او تازه به خواب رفته بود اما از صدای گریهي مکرر فرزند دلبندش بیدار میشود. نوازشهای مادرانه و خوراندن شیر، تنها دقایقی باعث برقراری سکوت شبانه میشود اما فرزند ظاهراً تصمیم دارد با شیونهایش، خود را از آغوش مادر دور نكند.
برداشت ۲
بخشی از خصوصیاتش را مثل سایر آدمیان از پدر و مادرش به ارث برده اما مهربانیاش را هم اگر از آنها به ارث برده باشد، باز هم رنگ و بویی زمینی ندارد. او همچون تمام انسانهای پيرامونش، مهر و عاطفه را قبل از هر کسی از خدای بزرگش به ارث برده و حالا شده به رنگ خدا. راستی خدا چه رنگی ست؟
برداشت ۳
مادر از طرفي تمام تلاشش را ميكند تا فرزندش را آرام كند و از سوي ديگر فرزندان ديگر و همسرش به استراحت بپردازند اما مي دانم اين ها همه ي دلواپسي اش و دليل سرعت دادن به آرام كردن و رسيدگي به نوزاد دلبندش نيست. سبب را بايد از جاي ديگر جويا شد.
او مادر است و می داند. او مادر است و می فهمد. به شوهر و فرزندان بزرگترش هم هیچ وقت نگفت اما می دانم زود و سریع کودکش را آرام می کند تا همسایه ی دیوار به دیوارش در آن سکوت شبانه از خواب بیدار نشوند. آخر همسایه دیوار به دیوارشان سالهاست ازدواج کرده و با همهی درمان و نذر و نیازي که انجام دادهاند، چراغ خانهشان با حضور بچهای که انتظارش را میکشند روشن نشده و اين است سبب اصلي و دغدغه مادر. تا مادر نباشي نمي داني.
او تنها يك فرشته نیست او مادر است